دو تنگه در مُشت تهران؛ استراتژی «شبکه لجستیکی واحد» روی میز ایران

سی نیوز-*بامداد (دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵)، منطقه خاورمیانه با عبور از یک آتش‌بس شکننده، بار دیگر شاهد تبادل آتش مستقیم بود. اما در میان غرش موشک‌ها و پرواز پهبادها، آنچه هندسه جدید این نبرد را ترسیم کرد، مواضع صریح و راهبردی دکتر علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب بود. او با اشاره به حملات موشکی دیشب ایران (تحت عنوان ذات‌السلاسل) خطاب به جبهه مقابل اعلام کرد: «انتخاب با شماست؛ توقف حماقت یا ورود به موازنه ضابطه‌مند شدن دو تنگه!»

این اظهارات رونمایی رسمی از دکترین نظامی-دریایی جدید تهران در صورت تکرار تجاوزات آمریکا و اسرائیل است. اما این استراتژی چه ابعادی دارد و چرا منافع کلان و سرمایه‌گذاری‌های غرب در کشورهای عربی خلیج فارس را مستقیماً به گروگان می‌گیرد؟

اجرای استراتژی «قفل همزمان» در تنگه هرمز و باب‌المندب

تا پیش از این، ارزیابی‌های اطلاعاتی غرب بر این فرض استوار بود که توان بازدارندگی دریایی ایران بر «تنگه هرمز» متمرکز است و ناامنی در «باب‌المندب» به صورت نیابتی مدیریت می‌شود. هشدار ولایتی نشان داد که ایران در صورت تداوم تجاوزات، این دو شاهراه حیاتی را به عنوان یک شبکه لجستیکی واحد و متصل مدیریت خواهد کرد. در صورت گام بعدی دشمن، ایران و جبهه مقاومت با استفاده از موشک‌های کروز ضدکشتی، پهپادهای انتحاری پرسه زن و مین‌ریزی‌های هوشمند، زنجیره حمل‌ونقل دریایی را در هر دو تنگه به طور همزمان قفل خواهند کرد.

 تهدید مستقیم سرمایه‌گذاری‌های آمریکا و اسرائیل در کشورهای عربی

طی سال‌های اخیر، کشورهای عربی خلیج فارس (به ویژه امارات و عربستان) به بهشت سرمایه‌گذاری‌های تکنولوژیک، بندری و لجستیکی غربی‌ها و بخش خصوصی اسرائیل تبدیل شده‌اند؛ از پروژه‌های هوش مصنوعی گرفته تا توسعه بنادر مدرن و مسیرهای ترانزیتی جایگزین کانال سوئز (مانند کریدور زمینی امارات-عربستان-اردن-اسرائیل). وقتی ایران از «موازنه دو تنگه» سخن می‌گوید، پیام واضحی به ریاض و ابوظبی می‌فرستد: امنیت سرمایه‌گذاری تفکیک‌پذیر نیست. اگر آمریکا و اسرائیل بخواهند زیرساخت‌های ایران را تهدید کنند، تمام این سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیارد دلاری در آن‌سوی خلیج فارس و دریای سرخ، به دلیل قرار گرفتن در شبکه ناامنی دو تنگه، یک‌شبه ارزش و کارایی خود را از دست خواهند داد.

 انهدام کریدورهای جایگزین و رویای «اتصال به مدیترانه»

یکی از اهداف اصلی آمریکا و اسرائیل، دور زدن ژئوپلیتیک ایران از طریق ایجاد خطوط ریلی و جاده‌ای از بنادر دبی و دمام به سمت بنادر اسرائیل در مدیترانه (مثل حیفا) بود. ایران با فرمول جدید خود نشان می‌دهد که مبدأ (خلیج فارس) و مقصد یا گلوگاه‌های کلیدی این مسیرها (باب‌المندب) تحت اشراف کامل محور مقاومت است. فعال شدن موازنه دو تنگه به معنای زیر سوال رفتن امنیت خروجی بنادر عربستان و امارات است که عملاً طرح‌های بلندپروازانه اقتصادی آن‌ها را فلج می‌کند.

 پایان دوران تفکیک «امنیت تجاری» از «امنیت نظامی»

پیام روشن تهران به آمریکا و حامیانش این است: این فرمول که اسرائیل به خاک ایران یا منافع محور مقاومت حمله کند و در عین حال، کشتی‌های تجاری غربی، تانکرهای سوخت‌رسانی به اروپا و جریان تجارت کشورهای سازش‌کار عربی با خیال آسوده از باب‌المندب یا هرمز عبور کنند، برای همیشه منقضی شده است. ایران با کلیدواژه «ضابطه‌مند شدن دو تنگه»، هشدار می‌دهد که حق عبور ایمن و تداوم ثبات اقتصادی در کشورهای همسایه، مستقیماً به رفتار سیاسی و نظامی غرب در قبال ایران مشروط خواهد شد.

 به گروگان رفتن اقتصاد بین‌الملل و برنامه‌های ترامپ

دونالد ترامپ با وعده ثبات اقتصادی، مهار قیمت انرژی و توسعه توافقات تجاری ابراهیم بر سر کار آمد، اما استراتژی دریایی جدید ایران، پاشنه آشیل دولت او را هدف گرفته است. با قفل شدن احتمالی این دو تنگه، نه تنها قیمت نفت به راحتی کانال ۱۰۰ دلار را پشت سر خواهد گذاشت، بلکه نرخ بیمه جنگی کشتی‌ها به ارقامی نجومی خواهد رسید که عملاً خطوط کشتیرانی بزرگ جهان را مجبور به بایکوت کامل منطقه می‌کند. این یعنی شکست کامل دیپلماسی اقتصادی ترامپ در خاورمیانه.

 ایران با فرمول «موازنه دو تنگه»، امنیت بنادر خود را به امنیت کل بنادر و سرمایه‌گذاری‌های غربی-عربی در منطقه گره زده است. اکنون توپ در زمین آمریکا و اسرائیل است؛ آن‌ها باید انتخاب کنند که آیا مایلند با توقف حملات خود، ثبات را به بازار انرژی و دریانوردی جهان بازگردانند، یا اینکه می‌خواهند با تکرار حماقت، شاهد به آتش کشیده شدن منافع اقتصادی خود و شرکای عربی‌شان در بزرگ‌ترین شریان‌های تجاری قرن بیست و یکم باشند؟!

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.