دیپلماسی هرمز با «فرمول تهران-مسقط»

سی نیوز-* این روزها تحلیلگران و ناظران سیاسی تحرکات دیپلماتیک میان تهران و مسقط را با دقت ویژه‌ای زیر نظر دارند؛ گفت‌وگوهایی که محور اصلی آن ارائه راه‌کارهای بومی برای امنیت دریانوردی در تنگه هرمز است. برخلاف گذشته که کشورهای غربی سعی داشتند امنیت این شاهراه حیاتی انرژی را به حضور ناوشکن‌ها و ائتلاف‌های نظامی خود گره بزنند، آنچه امروز تحت عنوان یک الگوی منطقه‌ای روی میز قرار گرفته، می‌تواند یک تغییر بازی تمام‌عیار به نفع اقتدار منطقه‌ای ایران باشد. هدف پایه‌ای این دست دیپلماسی‌ها، طراحی یک مدل بومی و هوشمند برای مدیریت ترافیک دریایی است؛ مدلی که در آن، خطوط دریانوردی تجاری از پیامدهای مخرب مداخلات غربی مصون می‌مانند و اداره بزرگ‌ترین گلوگاه نفتی جهان، دقیقاً به صاحبان اصلی آن یعنی کشورهای همجوار واگذار می‌شود.

در واقع چنین الگویی تفاوت بنیادینی با رفتارهای گذشته قدرت‌های فرامنطقه‌ای دارد. تا پیش از این، کشورهای غربی با سوءاستفاده از مفاهیم سنتی حقوق دریاها، تلاش می‌کردند به بهانه «تأمین امنیت»، حضور نظامی خود را در خلیج فارس موجه جلوه دهند. اما تثبیت ابتکارات بومی، این بهانه را از دست آن‌ها می‌گیرد. در این سناریو، ایران با هوشمندی کامل، حق حاکمیت نافذ خود بر آب‌های سرزمینی را حفظ کرده و در عین حال با همراه ساختن عمان، یک مسیر ناوبری کاملاً امن، پیش‌بینی‌پذیر و بدور از تنش‌های نظامی برای کشتی‌های تجاری تعریف می‌کند. این یعنی تثبیت قدرت نظارتی ایران، بدون آنکه اجازه داده شود بازیگران مداخله‌گر فرامنطقه‌ای برای آب‌های جنوبی ما تعیین تکلیف کنند.

نکته قابل توجه در این میان، تغییر ریل بازی عمان از یک «پیام‌رسان سیاسی» به یک «شریک راهبردی در میدان» است. مسقط که سال‌ها نقش میانجی‌گر خاموش میان تهران و غرب را بازی می‌کرد، حالا به این درک راهبردی رسیده که امنیت واقعی و پایدار، تنها از مسیر همکاری مستقیم با ایران می‌گذرد. این همسویی عملیاتی میان دو کشور همسایه، پیام روشنی به تمام جهان مخابره می‌کند؛ کشورهای منطقه آن‌قدر به بلوغ دیپلماتیک و توان عملیاتی رسیده‌اند که بدون نیاز به حضور نظامی آمریکا یا اتحادیه اروپا، امنیت رفت‌وآمد روزانه میلیون‌ها بشکه نفت را تضمین کنند.

طبیعی است که پذیرش این واقعیت جدید برای قدرتی مثل آمریکا آسان نخواهد بود. واشنگتن که سال‌ها حضور ناوگان پنجم خود در خلیج فارس را با شعار امنیت دریانوردی توجیه می‌کرد، حالا می‌بیند که الگوهای کارآمد بومی در حال بی‌اثر کردن فلسفه حضورش در منطقه هستند. در مقابل قدرت‌های بزرگ شرقی به‌ویژه چین که خریدار اصلی انرژی این منطقه هستند، از این ثبات درون‌زا و بی‌نیاز از جنگ‌طلبی‌های غربی استقبال می‌کنند. در نهایت، پیشبرد این‌گونه طرح‌ها نه‌تنها یک پیروزی حقوقی و دیپلماتیک برای تهران محسوب می‌شود، بلکه اثبات می‌کند که عصر قیمومیت غرب بر آب‌های خلیج فارس به پایان رسیده و معادله امنیت از این پس، با قلم ایران و همسایگانش نوشته می‌شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.