«توافق هرمز» و درسهایی برای توافق جدید
سی نیوز -* در خردادماه ۱۴۰۵ دستیابی به یک توافق موقت میان ایران و آمریکا برای مدیریت ترانزیت در تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را به شوک مثبت فرو برد. اما این خوشبینی خیلی زود جای خود را به بیم و تردید داد. حقیقت این است که تنگه هرمز فقط یک مسیر آبی معمولی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهان و مهمترین ابزار بازبازدارندگی ایران در برابر فشارهای غربی محسوب میشود. اما چرا توافق اولیه در آن برهه به این سرعت دچار خردشدگی شد و حالا تهران چگونه میتواند در توافق جدید، دست بالا را حفظ کرده و منافع ملی کشور را تثبیت کند؟
چرا توافق قبلی به زیان ایران بود و شکست خورد؟
اگر به خرداد ۱۴۰۵ برگردیم و رفتار دو طرف را زیر ذرهبین بگذاریم، علت فروپاشی توافق قبلی اصلاً پیچیده نیست. آن توافق بر پایه یک نابرابری آشکار بنا شده بود، چرا که از ایران انتظار میرفت امنیت ترانزیت جهانی را بهطور یکجانبه تأمین کرده و ریسکهای ناوبری را به صفر برساند، اما در مقابل طرف آمریکایی حاضر نشد سایه سنگین محاصره بنادر و حضور متجاوزانه ناوگانش در خلیج فارس را به طور کامل کنار بزند. از سوی دیگر نبود یک دستورالعمل اجرایی شفاف باعث شد تا با اولین حادثه مشکوک، واشنگتن تلاش کند مسئولیت را متوجه ایران کرده و بازی را مجدداً به نقطه صفر برگرداند.
بازی زیرپوستی عمان و ضرورت هوشیاری تهران
در این میان، رفتار مسقط یکی از بخشهای چالشبرانگیز این سناریو بود. عمان با اعلام یکطرفه برخی خطوط عبوری مانند تعیین مسیر ورود از آبهای ایران و خروج از آبهای عمان سعی کرد ابتکار عمل را به نفع خود مصادره کند. مسقط با این اقدام تلاش کرد هم خود را تنها کلیددار امن منطقه نشان دهد و هم منافع مالی و اعتباری ترانزیت را به سمت بنادر خود هدایت کند. با این حال، ایران در توافق جدید باید با قاطعیت یادآور شود که طبق حقوق بینالملل دریاها، هیچ ترتیبات ترانزیتی در تنگه هرمز بدون تایید و اقتدار حاکمیتی ایران مشروعیت اجرایی نخواهد داشت.
نقشه راه تثبیت اقتدار ایران در توافق جدید
برای اینکه توافق جدید به ابزاری برای تثبیت منافع ایران تبدیل شود، تهران باید گامهای کلیدی و هوشمندانهای بردارد. نخست آنکه ایران نباید هیچ اقدام یکطرفهای انجام دهد و هر درجه از تسهیل رفتوآمد در تنگه، باید کاملاً متناظر با لغو ملموس تحریمهای نفتی و عقبنشینی ناوگان آمریکا از حریم امنیتی بنادر ایران باشد. همچنین برای جلوگیری از بدعهدی مجدد آمریکا، تمام مقررات ناوبری و حقالعبور باید در سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) ثبت شود تا هرگونه کارشکنی واشنگتن، هزینه سنگین حقوقی و اعتباری در سطح جهان برایش داشته باشد. در نهایت، تشکیل یک اتاق کنترل مشترک میان نیروهای دریایی ایران و عمان، جلوی دور زدن ایران توسط مسقط را میگیرد و نقش برتر ایران را در کنترل ترافیک دریایی تثبیت میکند.
اهرم نهایی؛ پیوند امنیت تنگه به صادرات نفت ایران
در نهایت، منطق استراتژیک حکم میکند که امنیت تنگه هرمز نمیتواند مجزا از حق فروش نفت ایران باشد. پیامی که ایران باید به جهان مخابره کند روشن است: «امنیت ترانزیت انرژی برای همه، یا برای هیچکس». ایران تنها زمانی باید پایداری توافق را تضمین کند که صادرات نفت و مبادلات تجاری خودش از بنادر خلیج فارس بدون هیچ مانعی جریان داشته باشد. بازشدن واقعی و پایدار قفل هرمز، تنها زمانی رخ میدهد که قدرت و منافع ملی ایران در معادله انرژی جهان به رسمیت شناخته شود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.