در فردای توافق، اگر نجنبیم امارات و عمان تمام کیک اقتصادی لجستیکی را میبلعند!
سی نیوز-*اخبار و شنیدههای غیررسمی از احتمال دستیابی به یک توافق میان ایران و آمریکا، گمانهزنیهای زیادی را در محافل لجستیکی و ژئوپلیتیک جهان به راه انداخته است. اگرچه هنوز هیچ سندی به طور رسمی امضا و تایید نشده است، اما بررسی سناریوی «فردای پس از توافق» به ما اجازه میدهد فرضیات استراتژیک را بازخوانی کنیم. در طول ماههای گذشته، تقابل آرایش نظامی ایران در مدیریت تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا، بازار جهانی انرژی و تجارت را تحت فشار شدیدی قرار داد.
فروپاشی فرضیه جایگزینی؛ چرا زمین و هوا در برابر دریا شکست خوردند؟
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، شکست تمام نظریههایی بود که ادعا میکردند کریدورهای زمینی و هوایی میتوانند جایگزین خطوط دریایی شوند. در اوج محاصره و تنش، تلاشهای زیادی برای انتقال بار از طریق جادهها، خطوط ریلی طولانی شرق به غرب و حتی پروازهای کارگو صورت گرفت، اما صادرکنندگان به سرعت با واقعیت هندسی جهان مواجه شدند. حجم ناچیز جابهجایی بار توسط قطار و کامیون در مقایسه با ظرفیت غولآسای یک کشتی کانتینری مدرن، در کنار هزینههای نجومی سوخت هواپیما و بروکراسی خستهکننده مرزهای زمینی ثابت کرد که اقتصاد جهانی بدون دریا فلج خواهد شد. بنابراین در سناریوی فردای توافق، این مسیرها هرگز رقیب دریا نخواهند بود، بلکه باید به عنوان مکمل خطوط دریایی بازتعریف شوند.
شوک اولیه به بازار بیمه و ماراتن بازگشت غولهای کشتیرانی
در صورت تحقق توافق و لغو محاصره، نخستین موج تغییرات خود را در راهروهای شرکتهای بزرگ بیمه بینالمللی مانند لویدز لندن نشان خواهد داد. با کاهش فوری ریسکهای امنیتی، نرخ نجومی «بیمه ریسک جنگی» برای ورود به خلیج فارس و دریای عمان ناگهان سقوط خواهد کرد که این امر به معنای کاهش چشمگیر قیمت تمامشده حمل کالا خواهد بود. بلافاصله پس از این تغییر، ماراتن سنگینی میان خطوط کشتیرانی بزرگ جهان نظیر مِرسک و اماسسی برای بازگشت به بنادر خلیج فارس آغاز میشود. این شرکتها که در دوره تنش، بنادر منطقه را ترک یا محدود کرده بودند، برای سهمخواهی از بازار تشنه ترانزیت منطقه مسابقه خواهند داد و بنادر اصلی باید آماده پذیرش این ترافیک سنگین باشند.
تغییر ماموریت ایران؛ از ناظم امنیتی هرمز تا هاب لجستیک منطقه
ایران در تمام طول دوران تنش، اقتدار خود را از طریق مدیریت امنیتی و نظامی بر تنگه هرمز اعمال میکرد که ابزاری کارآمد در برابر محاصره دریایی بود. اما در سناریوی روز پس از توافق احتمالی، این ماموریت باید ۱۸۰ درجه تغییر کند و منطق اقتصادی جایگزین منطق نظامی شود. اگر نتوانیم به سرعت ساختار تجاری خود را نوسازی کنیم، بنادر رقیب در عمان و امارات تمام منافع پس از جنگ را جذب خواهند کرد. ما باید فوراً با کاهش تعرفههای خدمات بندری، دیجیتالی کردن گمرکات و فعالسازی طرحهای سرمایهگذاری در بندر اقیانوسی چابهار، نقش خود را از یک ناظم نظامی به یک تسهیلکننده و هاب لجستیکی بزرگ بازتعریف کنیم.
رنسانسِ کریدورِ ایرانی؛ شمال-جنوب در سایه صلح احتمالی
با فرض برداشته شدن محدودیتها، کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) از یک مسیر فرعی و اضطراری برای فرار از تحریمها، به یک شاهراه اقتصادی و رقابتی در تراز جهانی تبدیل خواهد شد. این مسیر که هند را از طریق خاک ایران به روسیه و اروپا متصل میکند، مزیت کاهش ۴۰ درصدی زمان و ۳۰ درصدی هزینهها نسبت به کانال سوئز را در خود دارد. در فضای پس از توافق، ما باید با دعوت فوری از ذینفعان بینالمللی، تعرفههای ترانزیتی یکپارچه ریلی و دریایی ایجاد کنیم تا این کریدور بتواند بار سنگین تخلیه شده در بنادر جنوبی را با سرعت به عمق خشکیها در اوراسیا منتقل کند.
پنجره فرصت محدود در موازنه جدید قدرت
در نهایت باید تاکید کرد که تمام این سناریوها فعلاً روی کاغذ و بر اساس شنیدههای دیپلماتیک است، اما واقعیتِ سختِ اقتصاد دریا منتظر بروکراسیهای طولانی نمیماند. تجربه این جنگ نشان داد که شریانهای دریایی، ستون فقرات جهان هستند و هر کشوری که بتواند امنیت و ارزانترین راه اتصال دریا به خشکی را تضمین کند، برنده میدان است. فردای توافق احتمالی، روز آغاز یک رقابت تجاری بیرحمانه در خلیج فارس است؛ ایران با وجود داشتن کلید تنگه هرمز، تنها در صورتی برنده این نظم جدید خواهد بود که سرعت تصمیمگیری داخلی خود را با سرعت حرکت کشتیهای غولپیکر در اقیانوسها هماهنگ کند، در غیر این صورت، تنها نظارهگر عبور ثروت از چند مایلی سواحل خود خواهد بود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.