بازی دوگانه امارات در خلیج فارس؛ از خط‌ونشان دیپلماتیک تا چشم‌داشت به بازار ایران

سی نیوز-سرویس بین الملل-*وزارت امور خارجه امارات  در بیانیه‌ای رسمی، حمله به نفت‌کش وابسته به شرکت ملی نفت ابوظبی در تنگه هرمز را به‌شدت محکوم کرد. ابوظبی در این بیانیه صریحاً اعلام کرد که «هدف قرار دادن کشتیرانی تجاری و استفاده از تنگه هرمز به‌عناوین ابزار فشار یا باج‌گیری، مصداق بارز دزدی و راهزنی دریایی از سوی نیروهای مسلّح ایران است»؛ مواضعی تند که بلافاصله با موج واکنش‌ها در محافل دیپلماتیک و رسانه‌ای منطقه روبرو شد.

 برای کشوری که بخش عمده‌ای از اعتبارش را روی ثبات لجستیکی و امنیت بنادر بنانهاده، استفاده از چنین ادبیات تندی یعنی بالا رفتن خط‌قرمزهای امنیتی در ابوظبی. اما اگر عینک سیاست را کنار بگذاریم و از روی عرشه شناورها به صحنه نگاه کنیم، این موضع‌گیری بیش از آنکه یک واقعیت حقوقی باشد، یک بی‌قراری اقتصادی است.

حقوق دریاها تکلیف را روشن کرده است؛ عنوان دزدی دریایی طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی متعلق به گروهک‌های مسلّح و غیردولتی است، نه نیروهای نظامی رسمی یک کشور ساحلی که در حال اعمال قوانین نظارتی یا نظامی خود در تنگه‌ای به این حیاتی هستند. از این زاویه سنجاق کردن برچسب راهزنی به نیروهای ایران بیشتر به یک مانور رسانه‌ای می‌ماند تا ارزیابی دقیق فنی؛ مانوری که تاوانش را در نهایت صنعت کشتیرانی با بالا رفتن حق بیمه جنگی شناورها پرداخت می‌کند.

اما مسئله اصلی این است که چرا مدیران بندری و تصمیم‌گیران ابوظبی هنوز باور ندارند که امنیت این تنگه باریک، فقط با همکاری دو طرف ساحل یعنی ایران و امارات تأمین می‌شود؟ واقعیت این است که اماراتی‌ها جغرافیا را خوب می‌فهمند، اما اسیر مدل اقتصادی خودشان هستند. بندر جبل‌علی و زیرساخت‌های تجاری دبی با پول و اعتبار خطوط کانتینری بین‌المللی می‌چرخند. از نظر اماراتی‌ها، حضور ناوهای غربی یک «قرص مسکّن روانی» برای خطوط کشتیرانی جهانی است تا سرمایه‌هایشان را از خلیج فارس بیرون نبرند،حتی اگر همزمان بدانند همین حضور غربی‌ها، باروت اصلی تنش با تهران است.

از سوی دیگر ناهمگونی توان نظامی هم روی محاسبات امارات سایه انداخته است. ابوظبی با سواحلی آسیب‌پذیر و بنادری متراکم، خودش را در برابر توان موشکی و پهپادی ایران در موقعیت ضعیف‌تری می‌بیند. آنها نگرانند که اگر بدون حضور یک وزنه تعادل فرامنطقه‌ای پای میز مذاکره امنیتی با ایران بنشینند، مجبور به پذیرش بازی با قواعد تهران شوند. همین ترس باعث شده امارات بازی دوگانه‌ای را پیش ببرد؛ در صحنه سیاسی با بیانیه‌های تند دل واشنگتن را به دست بیاورد و در صحنه اقتصادی، شریان‌های پرسود تجاری و ترانزیتی‌اش با ایران را باز نگه دارد.

در نهایت، واقعیت صنعت دریانوردی تغییر نمی‌کند؛ امنیت در تنگه هرمز یک پروژه مشترک است و با خط‌ونشان کشیدن‌های سیاسی یا دل بستن به ناوشکن‌های غربی به دست نمی‌آید. تا زمانی که اماراتی‌ها نپذیرند که همسایگی ابدی است و حضور بیگانگان موقتی، این بیانیه‌نویسی‌ها فقط ریسک دریانوردی را بالا می‌برد و دودش به چشم اقتصاد کل بنادر خلیج فارس می‌رود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.