واقعیتهای خلیجفارس چگونه محاسبات کاخ سفید را دگرگون کرد؟
داستان ترامپ، تنگه هرمز و بشکههای نفت
سی نیوز-* در ادبیات رسانهای، گاهی لابه لای سطورِ تهدیدهای پرطمطراق و بیانیههای تند، واقعیتهایی نهفته است که فراتر از هیاهوهای ژورنالیستی، ابعاد واقعی یک رویارویی استراتژیک را فاش میکند. مواضع اخیر دونالد ترامپ در دیدار با همتای مصری خود در حاشیه نشست گروه هفت در ایویان فرانسه، نمونهای کلاسیک از این دست است. رئیسجمهور آمریکا که روزگاری با تکیه بر دکترین «فشار حداکثری»، هرگونه امتیاز یا سازش با تهران را خط قرمز خود میدانست، اکنون در چرخشی آشکار، نه تنها از فواید توافق با ایران سخن میگوید، بلکه به شکل غیرمستقیم به اثربخشی اهرمهای فشار تهران اعتراف میکند. این تغییر لحن، بیش از آنکه حاصل یک تغییر استراتژیک داوطلبانه باشد، نمادی از تحمیل واقعیتهای ژئوپلیتیک خلیج فارس بر محاسبات کاخ سفید است.
نخستین و مهمترین فراز این اظهارات، اعتراف صریح ترامپ به نقش ایران در بازارهای جهانی انرژی است. وقتی رئیسجمهور آمریکا بستهشدن و ناامنی در تنگه هرمز را عامل اصلی جهش قیمت سوخت معرفی میکند و بلافاصله بازگشایی آن را به چشمانداز توافق پیوند میزند، در واقع خط بطلانی بر سالها تبلیغات رسانهای واشنگتن مبنی بر «بیاثر بودن تحرکات ایران» میکشد. این یک اعتراف ژورنالیستی و عریان به قدرت بازدارندگی ایران در شاهرگ اقتصاد بینالملل است؛ اعترافی که نشان میدهد تهران موفق شده هزینه ناامنسازی محیط پیرامونی خود را برای غرب به شدت بالا ببرد، تا جایی که ترامپِ تاجرپیشه، برای آرام کردن بورس والاستریت و راضی نگه داشتن مصرفکننده آمریکایی، چارهای جز پذیرش واقعیتِ قدرت ایران نمیبیند.
اما شاهبیت سخنان ترامپ که مانور رسانهای سنگینی روی آن انجام داد، ادعای عدم سرمایهگذاری «حتی ۱۰ سنت» در ایران است. در تحلیل روزنامهنگاری، این گزاره را باید یک «سپر دفاعی برای مصرف داخلی» دانست. ترامپ که به خوبی میداند هرگونه نرمش در برابر تهران با انتقاد شدید تندروها در واشنگتن مواجه خواهد شد، با این ادبیات عامهپسند تلاش میکند خود را همچنان دستبالا و تسلیمناپذیر نشان دهد. با این حال، او بلافاصله با بیان این جمله که «نمیتوانیم دیگران را از سرمایهگذاری در ایران منع کنیم»، عملاً پاشنه آشیل سیاست انزوای ایران را لو میدهد. این جمله، چراغ سبزی آشکار به شرکای غربی و آسیایی و به معنای ترک برداشتن دیوار تحریمهایی است که واشنگتن سالها برای بتنریزی آن وقت صرف کرده بود.
در نهایت، چاشنیِ تهدیدهای تکراری مبنی بر «بمباران و بازگشت تحریمها» در این مصاحبه، بیش از آنکه یک تهدید عملی و معتبر باشد، یک تکنیک پسیولوژیک (روانی) برای پنهان کردن یک عقبنشینی تاکتیکی است. ترامپ بر اساس استراتژی همیشگی خود، هرگاه که مجبور به پذیرش واقعیت و عقبنشینی از مواضع خود میشود، دوز خشونت کلامی را بالا میبرد تا چهره «مرد سرسخت» مخدوش نشود. اما استقبال و تشکر عبدالفتاح السیسی از این توافق پنهان، گواهی بر این واقعیت است که پایتختهای منطقهای خیلی زودتر از رسانهها، سیگنال تغییر رفتار آمریکا و کارآمدی مقاومت استراتژیک ایران را دریافت کردهاند؛ معادلهای که در آن ایران، بدون باجدهی، طرف مقابل را به بازخوانی واقعیتهای میدانی وادار کرده است.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.