رودست نفتی تهران به واشنگتن؛ مات استراتژیک در شطرنج هرمز!
سی نیوز-*این روزها اگر اخبار کانالهای تلویزیونی یا سایتها را دنبال کنید، احتمالاً از یک تضاد بزرگ تعجب میکنید. از یک طرف میشنویم که وضعیت در تنگه هرمز یعنی شاهرگ اصلی انتقال نفت جهان بحرانی است و رفتوآمد کشتیها تقابلهای جدی را تجربه میکند. از طرف دیگر، وقتی به تابلوی قیمت نفت در بازارهای جهانی نگاه میکنیم، میبینیم نفت همچنان زیر ۱۰۰ دلار معامله میشود!
در کتابهای اقتصاد همیشه نوشتهاند: «اگر تنگه هرمز بسته شود، قیمت نفت فوراً به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار میرسد.» پس چرا تا این لحظه اتفاق نیفتاده است؟ پاسخ در یک «شعبدهبازی مالی و مخفیانه» در پشت پرده بازار انرژی و البته یک بازی شطرنج بسیار هوشمندانه از سوی ایران نهفته است.
بازی با انبارهای مخفی؛ چرا قیمتها منفجر نشدند؟
دولتهای بزرگ غربی (مثل آمریکا و اروپا) و خریداران غولپیکر آسیایی (مثل چین) برای اینکه اقتصاد دنیا دچار گرانی شدید و تورم کمرشکن نشود، دست به یک جراحی اضطراری زدهاند. آنها برای اینکه نگذارند دنیا بفهمد نفت در بازار کم است، شروع به خرج کردن از «پساندازهای مخفی» خود کردهاند.
آمریکا و کشورهای اروپایی روزانه میلیونها بشکه نفت از «ذخایر استراتژیک» خود یعنی انبارهای عظیمی که برای روزهای جنگ و بلایای طبیعی کنار گذاشته بودند به بازار تزریق میکنند تا جای خالی نفت خلیج فارس پر شود. از طرف دیگر، چین هم هوشمندی به خرج داده؛ پالایشگاههای بزرگ چینی خرید نفتِ گران را به شدت کم کردهاند و ترجیح میدهند فعلاً از انبارها و مخازن داخل کشور خودشان مصرف کنند. این «اعتصاب خرید» باعث شده که تقاضا در بازار ظاهراً کم نشان داده شود و قیمتها بالا نرود.
شاهکلید تهران؛ بازی هوشمندانه ایران در شطرنج هرمز
اما بزرگترین رودست را در این بازار، ایران به غربیها زده است. تحلیلگران بورسهای انرژی میگویند ایران برخلاف دهههای گذشته، این بار اصلاً به دنبال انفجار کورکورانه قیمت نفت به بالای ۲۰۰ دلار نبود؛ چرا که میدانست قیمت ۲۰۰ دلاری باعث رضایت آمریکا برای ورود به یک جنگ تمامعیار میشود.
ایران یک استراتژی بسیار هوشمندانهتر را پیاده کرد: «کنترل قطرهچکانی جریان انرژی با کمترین هزینه». تهران از یک طرف با ابزار نظارت، بازرسیهای سختگیرانه حقوقی و ناامن کردن مسیرهای سنتی برای کشتیهای غربی، هزینه بیمه و لجستیک را برای رقبای خود سرسامآور کرد. اما از طرف دیگر، راههای مخفی و کانالهای فرعی عبور نفت را برای مشتریان خاص خود (بهویژه چین) باز نگه داشت. این کار باعث شد چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده جهان، دچار قحطی انرژی نشود و علیه ایران موضع نگیرد، در حالی که رقبای منطقهای ایران مثل عربستان و کویت، برای رساندن نفت خود به بازار با بنبست مواجه شدند. در واقع ایران بدون اینکه جهان را به سمت یک جنگ جهانی انرژی ببرد، پیروزِ میدانِ مدیریتِ بازار شد.
تابستان داغ و سناریوی اول؛وقتی انبارها خالی شوند
اما این سیاستِ غربیها برای «خرج کردن از جیب» چقدر جواب میدهد؟ تحلیلگران هشدار میدهند که این مدل مدیریت بحران، دقیقاً مثل این است که شما درآمدی ندارید اما برای حفظ ظاهر، مدام از حساب پسانداز بانک خود پول برداشت میکنید. بالاخره روزی این حساب صفر میشود و این همان نقطهای است که برگ برنده ایران عمل خواهد کرد.
پیشبینیها نشان میدهد انبارها و ذخایر استراتژیک غرب تا اواسط تابستان به کف خود میرسند. دولتها نمیتوانند این انبارها را کاملاً خالی کنند، چون کشورشان در برابر حوادث آینده بیدفاع میشود. حالا تصور کنید به اواسط تابستان برسیم، انبارها خالی شده باشند و فرمان تنگه هرمز هم همچنان در دست ایران باشد. در آن زمان، بازار ناگهان با واقعیت عریانِ کمبود نفت روبرو میشود. کارشناسان میگویند در این سناریو، فنر فشردهشده قیمتها ناگهان در میرود و نفت به سرعت به سمت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار پرواز خواهد کرد.
سناریوی دوم؛ توافق ناگهانی و سقوط آزاد قیمتها
اما این سکه یک روی دیگر هم دارد که کمتر کسی به آن توجه میکند. فرض کنید با میانجیگریها یک توافق دیپلماتیک بزرگ رخ دهد و اعلام شود که تنگه هرمز از چند ساعت دیگر کاملاً باز و ایمن است. چه اتفاقی میافتد؟
در این حالت، شوک معکوس به بازار وارد میشود. حجم عظیمی از نفت که در کشورهای خلیج فارس روی دست تولیدکنندگان مانده، به همراه دهها کشتی غولپیکر که پشت تنگه صف کشیدهاند، ناگهان مثل یک سیلاب به بازار تزریق میشوند. از آنجا که کارخانههای دنیا به خاطر رکود فعلی، تقاضای زیادی ندارند، این عرضه ناگهانی و میلیونی نفت، قیمتها را به شدت سرکوب میکند. در این سناریو، قیمت نفت ممکن است با یک ریزش فوری، به کانال ۶۰ تا ۷۰ دلار سقوط کند؛ اتفاقی که برای کشورهای نفتخیزِ رقیب ایران که تمام بودجهشان به نفت وابسته است، یک کابوس مالی بزرگ خواهد بود.
آنچه در اخبار به شما نمیگویند؛ فروپاشی قدرت اوپک
پشت این هیاهوی قیمتها، یک اتفاق تاریخی بزرگ در حال رخ دادن است که رسانههای عمومی ساده از کنار آن گذشتند؛ خروج رسمی امارات از سازمان اوپک.
اماراتیها به خوبی فهمیدهاند که در بازی جدید منطقه، اتکا به تنگه هرمز یک باخت همیشگی است. آنها خط لولههای جدیدی ساختهاند که نفت را بدون نیاز به عبور از تنگه، مستقیم به دریای عمان میرساند. حالا امارات با خروج از اوپک، میخواهد خودش مستقلاً تصمیم بگیرد چقدر نفت بفروشد و دیگر گوش به فرمان سهمیهبندیهای این کارتل بزرگ نفتی نباشد. این یعنی ایران با تسلط بر هرمز، عملاً ساختار سنتی اتحادهای نفتی عربی را هم از هم پاشید.
خلیج فارس دیگر مثل قبل نخواهد شد
حتی اگر همین فردا صلح برقرار شود و همه چیز به ظاهر آرام گیرد، دنیا تغییر کرده است. کشورهای بزرگ خریدار نفت (مثل هند و کشورهای اروپایی) به این نتیجه رسیدهاند که امنیت انرژی در منطقه خلیج فارس دیگر مثل سابق تضمینشده نیست. این شوک بزرگ باعث شده که آنها با سرعت و بودجهای چندبرابر، به سمت برقی کردن خودروها و صنایع خود بروند. این یعنی بحران هرمز، باعث شد دنیا زودتر از نفت خداحافظی کند.از طرفی، معماری حقوقی عبور از تنگه هرمز هم تغییر کرده است. ایران استانداردها و قواعد جدیدی را برای عبور و مرور و بازرسی کشتیها تثبیت کرده است. این یعنی حتی پس از پایان این بحران، عبور و مرور از شاهرگ خلیج فارس دیگر هیچوقت به آسانی، روانی و ارزانی گذشته نخواهد بود و فرماندار این شاهرگ، قواعد بازی را بازنویسی کرده است.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.