آیا ایران با کلید بابالمندب، قفل محاصره هرمز را باز می کند؟
سی نیوز – در تقابل راهبردی میان ایران و جبهه غرب، استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیک همسو در جنوب دریای سرخ میتواند به عنوان یک «تغییر دهنده بازی» عمل کند. فرضیه انسداد یا کنترل هدفمند تنگه بابالمندب، یک فشار هوشمندانه برای واداشتن ایالات متحده به بازنگری در آرایش نظامی خود در تنگه هرمز و خلیج فارس است. از منظر منافع ملی ، ایجاد یک «معادله متقابل» در این دو گلوگاه حساس، میتواند توازن امنیتی را که سالها به نفع قدرتهای فرامنطقهای سنگینی میکرد، به سود محور مقاومت و امنیت بومی منطقه تغییر دهد.
از نگاه کارشناسان استراتژیک، تمرکز تجهیزات نظامی آمریکا در خلیج فارس بر پایه این پیشفرض بنا شده که تهدیدات تنها در حوزه تنگه هرمز محصور میمانند. با این حال فعال شدن جبهه بابالمندب به عنوان اهرم فشار، واشینگتن را در یک دوگانه دشوار قرار میدهد؛ یا باید هزینههای گزاف اسکورت و امنیت در دریای سرخ را با انتقال ناوگان خود از هرمز به جنوب بپردازد، و یا شاهد فروپاشی امنیت اقتصادی متحدان اروپایی خود باشد. این جابهجایی نیرو، به معنای سبک شدن سایه نظامی دشمن از سر شریانهای اصلی ایران و شکسته شدن عملی محاصرهای است که با هدف محدود کردن اشراف اطلاعاتی و عملیاتی ایران در خلیج فارس طراحی شده بود.
علاوه بر این، راهبرد «موازنه تنگهها» قدرت چانهزنی دیپلماتیک ایران را به شدت افزایش میدهد. وقتی غرب با این واقعیت روبرو شود که امنیت در هرمز با امنیت در بابالمندب پیوندی ناگسستنی دارد، ناچار خواهد بود برای حفظ ثبات در دریای سرخ، امتیازات ملموسی در خلیج فارس واگذار کند. این به معنای پایان بخشیدن به دوران «فشار یکجانبه» و ورود به عصر «توازن تهدید» است؛ جایی که ایران میتواند با کمترین هزینه مستقیم، از طریق متحدان منطقهای خود، تمرکز دشمن را متکثر کرده و کارایی تحریمها و محاصرههای دریایی را در گلوگاه هرمز به حداقل برساند.
در نهایت، این رویکرد تخصصی نشان میدهد که برخلاف تصور غرب، ایران گزینههای متعددی برای خروج از بنبستهای تحمیلی در اختیار دارد. تبدیل بابالمندب به منطقهای که در آن هزینه ماجراجوییهای آمریکا افزایش یابد، در واقع ایجاد یک «عمق راهبردی جدید» برای مدافعان امنیت خلیج فارس است. این راهبرد، فشار را از روی توان دفاعی ایران در ساحل خلیج فارس برداشته و دشمن را در یک جغرافیای وسیعتر مستهلک میکند، که نتیجه قطعی آن تقویت اقتدار ملی و تضمین باز بودن شریانهای اقتصادی کشور تحت هر شرایطی خواهد بود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.