مویرگ‌ها جایگزین شاهرگ نمی‌شوند!

سی نیوز- در دنیای امروز، دریا به دلیل ظرفیت‌های بی‌رقیب حکمِ شاهرگ حیات اقتصادی را دارد. واقعیتِ تلخ در میانه بحران‌های نظامی امروز این است که هیچ جاده یا ریلی نمی‌تواند جایگزین ظرفیتِ عظیم یک کشتی غول‌پیکر شود. وقتی یک کشتی کانتینربر می‌تواند باری معادل ۴۰۰ قطار یا ۶۰۰۰ کامیون را به تنهایی جابه‌جا کند، تصور اینکه بتوان تجارت چند ده میلیارد دلاری کشور را از بنادر به سمت مرزهای زمینی کوچ داد، فراتر از یک چالش مدیریتی، یک ناممکنِ فیزیکی است. در حقیقت جاده‌ها و ریل‌ها در اقتصاد ایران حکم مویرگ‌هایی را دارند که هرگز برای تحملِ فشارِ خونِ شریان‌های اصلی طراحی نشده‌اند.

علاوه بر ناتوانی در حجم، زیرساخت‌های فعلی کریدورهای زمینی ما خود با بحران‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند که در شرایط جنگی دوچندان می‌شود. فرسودگی شدید ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای، کمبود لوکوموتیوهای عملیاتی و تفاوت عرض ریل در مرزهای شمالی و شرقی، عملاً سرعت ترانزیت را به حداقل ممکن رسانده است. از سوی دیگر برخلاف دریا که پهنه‌ای باز و بین‌المللی است، مرزهای زمینی «نقاط خفه‌کننده» بسیاری دارند؛ یک گره گمرکی در مرز آستارا یا یک پل آسیب‌دیده در مسیرهای کوهستانی غرب، می‌تواند کل زنجیره تأمین کالاهای اساسی کشور را برای هفته‌ها فلج کند. این وابستگی به نقاط ثابت، امنیتِ تأمین کالا را در برابر تهدیدات بسیار آسیب‌پذیر می‌کند.

هزینه‌های سرسام‌آور حمل‌ونقل زمینی، چالشِ بزرگ دیگری است که مستقیماً سفره مردم را هدف قرار می‌دهد. انتقال کالا از طریق جاده در مسافت‌های طولانی، بین ۳ تا ۵ برابر گران‌تر از مسیر دریایی تمام می‌شود که در شرایط تورم جنگی، منجر به جهش غیرقابل‌کنترل قیمت‌ها خواهد شد. همچنین مرزهای زمینی برخلاف بنادر، به شدت تحت تأثیر نوسانات دیپلماتیک و باج‌خواهی‌های سیاسی کشورهای همسایه هستند. در زمان بحران همسایگان ممکن است با افزایش تعرفه‌های عبوری یا بستن مرزها به بهانه‌های امنیتی، از نیاز ایران به عنوان یک ابزار فشار سیاسی استفاده کنند، که این موضوع عملاً امنیت ملی را به اراده‌ی پایتخت‌های مجاور گره می‌زند.

برای عبور از این بن‌بست نخستین راهکار ضروری، تغییر نگاه از «تمرکزگرایی دریایی» به «توزیع هوشمند بار» و فعال‌سازی دیپلماسیِ فعال ترانزیتی است. دولت باید با ایجاد تفاهم‌نامه‌های امنیتی-تجاری با کشورهای مسیر، از توقف‌های طولانی در مرزها جلوگیری کند. همچنین، ایجاد «دهکده‌های لجستیک» در نقاط صفر مرزی برای تخلیه و بارگیری سریع و اتوماتیک، می‌تواند بروکراسی کشنده گمرکی را حذف کرده و ایستایی کامیون‌ها را از چند روز به چند ساعت کاهش دهد. این اقدام به معنای تبدیل مرزها از «ایستگاه بازرسی» به «باراندازهای پرسرعت» است تا دست‌کم کالاهای حیاتی و دارو با سرعت بیشتری به دست مصرف‌کننده برسد.

در نهایت، راهکار بلندمدت و حیاتی، «دیپلماسی ریلی» و تکمیل فوری قطعات مفقوده کریدور شمال-جنوب است. اتصال ریل ایران به شبکه جهانی در نقاط کلیدی و نوسازی ضربتی ناوگان ریلی، تنها راهی است که می‌تواند بخشی از فشار را از روی جاده‌های فرسوده بردارد. با این حال، باید پذیرفت که ریل و جاده تنها می‌توانند نقش «سوپاپ اطمینان» و مکمل را برای دارو و اقلام اضطراری ایفا کنند. واقعیتِ جنگ مدرن به ما می‌گوید که بدون امنیتِ دریانوردی و بنادر مدرن، اقتصاد کشور با خطر خفگی مواجه است و مرزهای زمینی، هرچند استراتژیک، اما هرگز نمی‌توانند بارِ سنگینِ یک اقتصاد اقیانوس‌محور را به دوش بکشند. اقتصاد ایران برای بقا، نیازمندِ بازپس‌گیری اقتدار در پهنه آب‌هاست، چرا که «خشکی» تنها مجالی برای زنده ماندن است، نه شکوفایی.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.