تاوان دیپلماسی تک سبدی؛جایگزینی ۲۰ میلیونی نفت ایران توسط چین و یورش مسکو به سهم تهران !
سی نیوز-*هر وقت صحبت از همکاری های بین المللی به میان می آید نام چین و روسیه خیلی زود به عنوان دو شریک راهبردی و قابل اتکا برای کشورمان مطرح می شود؛ تا جایی که گاهی این تصور شکل می گیرد که در هر بحران سیاسی یا اقتصادی، تهران می تواند روی همراهی این دو کشور حساب باز کند؛اما …
گزارشهای تازه رویترز و ارقام وورتکسا نشان می دهند بازار انرژی نه تفاهم نامه و قرارداد سرش می شود و نه عاطفه می شناسد؛ چین و روسیه شرکای سیاسی و اقتصادی ایران هستند اما در میدان پالایشگاهها، «امنیت جریان و سود» خط قرمز است؛ این را زمانی فهمیدیم که وقتی ایران تنگه هرمز را محدود کرد و امریکا محاصره دریایی اعمال نمود ، پکن معطل نماند؛ بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت جایگزین از کنگو، آنگولا و کانادا خرید تا در عمل به نوعی نفت ایران را از سبد محصولات خود حذف کند؛البته شاید به چین حق بدهیم که در این شرایط اینکار را برای چرخاندن چرخ اقتصاد خود انجام می دهد اما نکاتی هم باید در نظر گرفت.
«چین طی سال های اخیر به مهم ترین و تقریبا تنها بازار بزرگ نفت ایران تبدیل شده بود؛ در حالی که فروش به مقاصد دیگر، محدود و پراکنده باقی ماند.»
اینجا «خیانت» به معنای سنتی و جاسوسی در کار نیست؛ واقعیت سرد بازار است. چین با واردات روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه و سبدی متنوع از روسیه، عربستان، عراق و برزیل، گزینههای بی شمار روی میز دارد. کشورما اما با تقلیل بازار رسمی به یک تک مسیر حیاتی، تمام تخم مرغ ها را در سبد پکن گذاشته بود. سقوط صادرات از حدود ۱.۴ میلیون به زیر ۲۵۰ هزار بشکه در روز (با وجود اختلاف آماری در روش رهگیری، جهت واحد سقوط انکارناپذیر است) چانهزنی تهران را به صفر رساند و تاوان این وابستگی را عریان کرد.
توهم مکملبودن مسکو در بازار انرژی آسیا نیز همینجا رنگ می بازد. روسیه و ایران در راهروهای سیاسی شریکند، اما در پالایشگاههای چین، «فروشنده رقیب» یکدیگرند. همزمان با افت سهم ایران، مسکو صادرات خود به چین را بالاتر برد؛ ثبت رقمی حدود ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز در اوت و خریدهای سنگین سینوپک از محمولههای ESPO نشان داد کرملین هم در روزنه های بازار، منافع خودش را ترجیح میدهد. روسیه تخفیف میدهد ، سهم می گیرد و جای خالی ایران رابرای چین پر میکند بدون اینکه تعهدی به موازنه تجاری ایران داشته باشد.
درس این معادله عریان روشن است؛ پالایشگر چینی «بشکه در مبدأ» را نمیخرد؛ «بشکه روی خط تولید» را می خرد. هرچقدر ریسک بیمه، تنگه هرمز و حمل بالا برود، تخفیف بی معنی میشود.
مشکل اصلی دشمنی چین نیست، بلکه «تکگزینه ای بودن» کشورمان است که تاوان سالها انزوای بانکی و بیمهای محسوب میشود. پکن مخالف تحریم آمریکا ست، اما منافع شرکتهای مستقل و دولتی اش با بخشنامه سیاسی تنظیم نمی شود.
راه حل قهر با بازار چین نیست؛ پایان دادن به «معادله تکقطبی» است. تا وقتی شیر صادرات به یک گلوگاه و یک خریدار بزرگ گره خورده باشد، هر تلاطم منطقه ای، اقتصاد ملی را روی لبه تیغ می نشاند. شراکت راهبردی روی کاغذ خوب است، اما ضامن نان، بودجه و بقای اقتصادی کشور در روز بحران نمی شود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.