ضرورت استانداردسازی قراردادهای حمل دریایی

سی نیوز-یادداشت-* مسعود سلیمانی-پژوهشگر مقطع دکتری حقوق نفت و گاز

صنعت حمل‌ونقل دریایی و بازرگانی بین‌المللی همواره نیازمند بستری استوار، پیش‌بینی‌پذیر و کارآمد از قواعد و مقررات حقوقی است تا جریان روان کالا، تاب‌آوری ناوگان و پایداری زنجیره‌های تأمین در مقیاس جهانی حفظ شود. در شرایطی که حجم عظیمی از مبادلات تجاری کشورها از طریق دریا جابه‌جا می‌شود، تسلط بر ابعاد گوناگون حقوق دریایی، مدیریت ریسک در اسناد کشتیرانی و ارتقای سطح استانداردهای حقوقی، نقشی بنیادین در حراست از منافع بازرگانان، مالکان کشتی، اجاره‌کنندگان و شرکت‌های نمایندگی ایفا می‌کند.

تنظیم دقیق روابط حقوقی میان بازیگران زنجیره تأمین با انتخاب دقیق شروط قراردادی آغاز می‌شود؛ جایی که کاربرد درست و حرفه‌ای قواعد تجارت بین‌الملل (اینکوترمز)، به‌ویژه ترم‌های مرتبط با حمل دریایی نظیر FOB، CFR و CIF، مرزهای روشن میان تکالیف، هزینه‌ها و انتقال ریسک را مشخص می‌سازد. از سوی دیگر، سند بارنامه دریایی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی حقوق تجارت دریایی، نه‌تنها رسیدی معتبر برای دریافت کالا و نشان‌دهنده احراز سلامت محموله با درج عبارت بارنامه پاک است، بلکه به‌عنوان سند مالکیت کالا و معرف شرایط انعقاد قرارداد حمل، نقشی محوری در نقل‌وانتقال محموله‌ها در بازارهای ثانویه ایفا می‌کند و بستر انتقال بدون مناقشه کالا از طریق ظهرنویسی را فراهم می‌آورد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های حقوق کشتیرانی که مستلزم نگاهی تخصصی، هم‌افزا و سازنده است، حوزه قراردادهای اجاره کشتی در قالب اجاره زمانی و اجاره سفری است. در این چارچوب، تنظیم صریح و شفاف شروط استاندارد به‌ویژه در فرم‌های معتبر و بین‌المللی نظیر فرم‌های تدوین‌شده توسط بیمکو BIMCO))، بستری شفاف برای تبیین وظایف طرفین ایجاد می‌کند. تعهد بنیادین مالک به تأمین قابلیت دریانوردی کشتی در هر دو بعد فنی و حقوقی، مشتمل بر حفظ کارایی فنی بدنه و ماشین‌آلات، تجهیز کامل شناور به سامانه‌های مدرن ناوبری، داشتن کادر دریانوردی واجد صلاحیت و صلاحیت اداری اسناد و گواهینامه‌های کلاسی از مؤسسات رده‌بندی معتبر، زیربنای تحقق یک سفر دریایی ایمن و موفق است. در کنار این موضوع، تدوین دقیق شروط مربوط به سرعت و مصرف سوخت به مالکان و اجاره‌کنندگان اجازه می‌دهد تا بر مبنای شفافیت عملکردی و بهره‌وری حداکثری، از هزینه‌های غیرضروری جلوگیری کرده و هماهنگی کاملی در اجرای تعهدات عملیاتی برقرار نمایند.

در عملیات بندری و ترمینال‌های کانتینری و فله‌بر، مدیریت حقوقی مقوله زمان توقف مجاز کشتی (لای‌تایم) یکی از کلیدی‌ترین سازوکارهای افزایش بهره‌وری فرآیند تخلیه و بارگیری به شمار می‌رود. ارسال دقیق و به‌موقع اعلامیه آمادگی (NOR)  و تعیین آغاز دوره لای‌تایم طبق مفاد قرارداد، موجب شفافیت در محاسبه زمان آزاد عملیات و انگیزش تمامی ذی‌نفعان برای افزایش راندمان کار در اسکله‌ها می‌شود. در همین بستر، سازوکار حق توقف کشتی (دموراژ) و پاداش تسریع در تخلیه و بارگیری (دیسپچ) به‌عنوان ابزارهای تعادل‌بخش مالی و حقوقی عمل می‌کنند؛ ابزارهایی که تسریع در عملیات بندری را تشویق نموده و توقف ناوگان را به حداقل می‌رسانند تا کشتی‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن به چرخه عملیات بازگردند و جریان کالا در پس‌کرانه‌ها دچار کندی نشود. در حمل‌ونقل کانتینری نیز تعیین دقیق دوره‌های معافیت زمانی و مدیریت هوشمندانه دیتنشن کانتینرها، نقشی چشمگیر در کاهش بار مالی صاحبان کالا و ارتقای سرعت گردش تجهیزات در بنادر ایفا می‌کند.

 

پایداری و امنیت مالی کشتیرانی بدون برخورداری از چتر حمایتی نظام‌های بیمه دریایی میسر نخواهد بود. تفکیک هوشمندانه پوشش‌های بیمه بدنه و ماشین‌آلات (H&M) جهت پوشش آسیب‌های فیزیکی به شناور و سامانه‌های فنی، در کنار عضویت و بهره‌گیری از کلوب‌های حمایت و غرامت  (P&I Clubs) برای پوشش مسئولیت‌های مدنی ناشی از برخورد، آلودگی‌های احتمالی، آسیب به تأسیسات بندری، ادعاهای مربوط به خدمه و خسارات کالا، آرامش خاطر و اتکای حقوقی کم‌نظیری را برای ناوگان ملی و شرکت‌های کشتیرانی به ارمغان می‌آورد. حضور مؤثر در این سازوکارهای بیمه‌ای متقابل، توانمندی حقوقی و مالی فعالان صنعت را در برابر نوسانات بازار و رویدادهای غیرمترقبه تقویت کرده و ضریب اطمینان عملیات تجاری را ارتقا می‌دهد. یکی از نهادهای سنتی، متعالی و هم‌افزا در حقوق تجارت دریایی، اصل خسارت مشترک دریایی  (General Average) است که ریشه در همبستگی تاریخی دست‌اندرکاران این صنعت دارد. زمانی که کشتی و محموله در معرض یک خطر واقعی و مشترک دریایی قرار می‌گیرند، فداکاری عامدانه و معقول بخشی از محموله یا تجهیزات، یا صرف هزینه‌های فوق‌العاده برای نجات کل سفر دریایی صورت می‌پذیرد. طبق قواعد شناخته‌شده و مدرن یورک-آنتورپ، ارزیاب خسارت مشترک تمامی خسارات و مخارج نجات را میان مالک کشتی، صاحب کالا و دریافت‌کننده کرایه حمل بر اساس ارزش‌های بازیافتی نهایی تسهیم می‌کند. این سازوکار حقوقی زیبا تضمین می‌کند که هیچ‌یک از شرکای ماجرای دریایی بار فداکاری به‌عمل‌آمده برای نجات کل ماجراجویی را به‌تنهایی بر دوش نکشند و فرهنگ همکاری و منافع مشترک در دریانوردی حفظ شود.

 

مسائل مرتبط با ایمنی و عملیات نجات دریایی نیز در چارچوب معاهدات بین‌المللی، از جمله کنوانسیون بین‌المللی نجات دریایی و قراردادهای استاندارد سالویج همچون فرم استاندارد لویدز (LOF)، به‌صورت حقوقی نظام‌مند شده است. اصل کلاسیک و مشوق «بدون نجات، بدون پاداش» در تعامل با اصول نوین حفاظت از محیط‌زیست دریایی و شروط تخصصی نظیر اسکوپیک (SCOPIC)، انگیزه‌ای مضاعف برای شرکت‌های نجات دریایی فراهم می‌آورد تا علاوه بر نجات شناور و کالا، تدابیر حقوقی و عملیاتی مؤثری را جهت پیشگیری از آلودگی‌های زیست‌محیطی در آبراه‌ها و بنادر اتخاذ کنند و از حقوق عادلانه خود بهره‌مند گردند. در جهان پویای امروز و تحولات حقوق بین‌الملل، آشنایی با رژیم‌های حاکم بر مسئولیت متصدی حمل، نظیر قواعد لاهه، لاهه-ویزبی و قواعد هامبورگ، بستری محکم برای تنظیم شروط معافیت از مسئولیت و سقف‌های تعهد متصدی حمل فراهم می‌آورد. درج شروطی مانند شرط پارامونت، شرط هیمالیا به‌منظور تسری مصونیت‌ها و محدودیت‌های متصدی به پیمانکاران فرعی و اپراتورهای بندری، و شروط تخصصی جنگ و دزدی دریایی، توان تطبیق حقوقی قراردادها را در برابر نوسانات ژئوپلیتیکی به حداکثر می‌رساند. افزون بر این، پیش‌بینی سازوکارهای حقوقی کارآمد برای حل‌وفصل اختلافات از طریق داوری تخصصی دریایی در مراکزی نظیر انجمن داوران دریایی لندن LMAA))، سنگاپور SCMA) ) و مراکز داوری داخلی، روندی سریع، حرفه‌ای و منصفانه را در رسیدگی به دعاوی تضمین می‌کند و از فرسایش منابع و اتلاف زمان جلوگیری می‌نماید.

 

در عصر تحول دیجیتال، حقوق کشتیرانی با ابزارهای نوین نظیر بارنامه الکترونیکی، سامانه‌های رهگیری بر بستر فناوری زنجیره بلوکی (بلاک‌چین) و بنادر هوشمند افق‌های نوینی را تجربه می‌کند. استانداردسازی داده‌ها و هماهنگی حقوقی اسناد دیجیتال با پذیرش قوانین نمونه بین‌المللی، امنیت اطلاعات و اعتبار اسناد تجاری را دوچندان کرده و سرعت تشریفات ترخیص کالا در گمرکات و مبادی ورودی را به شکلی چشمگیر افزایش داده است. پیشرفت این فرآیندها نشان‌دهنده بلوغ حقوقی و انطباق‌پذیری بالای صنعت حمل‌ونقل دریایی با فناوری‌های مدرن در جهت روان‌سازی هرچه بیشتر بازرگانی است. در نهایت، دستیابی به یک زنجیره لجستیک دریایی تاب‌آور، کارآمد و توسعه‌محور، در گرو ارتقای مداوم دانش حقوقی، انسجام تشکل‌های صنفی، آموزش مستمر سرمایه‌های انسانی و بهره‌گیری از خرد جمعی جامعه کارشناسی کشتیرانی است. همگرایی سازنده میان فعالان حمل‌ونقل دریایی، نهادهای حاکمیت بندری و متخصصان حقوقی، ضمن تقویت جایگاه استراتژیک بنادر در مسیرهای ترانزیتی و کریدورهای بین‌المللی، بستری باثبات، پایدار و پویا را برای شکوفایی اقتصادی، گسترش افق‌های بازرگانی و صیانت همه‌جانبه از منافع تجاری و حقوقی کشور در پهنه دریاهای آزاد به وجود می‌آورد.

 

 

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.