محاصره‌ای که نتوانست شریان تجارت ایران را قطع کند

محاصره دریایی؛ وقتی دریا بسته می‌شود، اما تجارت نمی‌ایستد

سی نیوز-*سیاست تحریم و تلاش آمریکا برای انسداد شریان‌های تجاری ایران در تنگه هرمز و آب‌های منطقه‌ای، اگرچه با هدف قطع کامل جریان ورود کالا طراحی شده بود اما در مقام عمل با واقعیت‌های میدانی سخت و انعطاف‌پذیر اقتصاد ایران برخورد کرده است.

اگرچه خطوط تجاری با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و تغییر مسیرهای متداول مواجه شده‌اند، اما جریان حیات اقتصادی کشور نه تنها متوقف نشده، بلکه الگویی از مدیریت بحران و پویایی لجیستیکی را به نمایش گذاشته است.

واشنگتن اگرچه توانسته اصطکاک و ریسک تجاری را افزایش دهد، اما در تحقق هدف اصلی خود، یعنی ایجاد «انسداد کامل»کاملاً ناکام مانده است.

پاسخ قاطع ایران به این فشارهای دریایی را باید در مبادی ورودی بنادر و در آمارهای رسمی جست‌وجو کرد؛ جایی که ورود بیش از ۶۰ میلیون تن کالای اساسی و نهاده‌های دامی، خط بطلانی بر ادعای موفقیت محاصره کشیده است.

تامین، تخلیه و توزیع مویرگی چنین حجم عظیمی از محموله‌های حیاتی در اوج فشارهای بین‌المللی، نشان‌دهنده  توانمندی بالای بنادر و هماهنگی دقیق زنجیره تامین کشور است.

شریان‌های غذایی و حیاتی ایران ثابت کرده‌اند که متکی به یک مسیر یا سناریوی خاص نیستند و با سرعت خیره‌کننده‌ای خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند.

دقیقاً همین تاب‌آوری و بی‌اثر شدن ابزارهای مواجهه در میدان دریا بود که واشنگتن را به واکنش‌های شتاب‌زده سیاسی وا داشت.

دونالد ترامپ پس از مشاهده ناکارآمدی محاصره عملیاتی و تداوم تأمین کالاهای اساسی در بنادر ایران، در روزهای اخیر با تغییر ادبیات خود، از آغاز «یک عملیات خردکننده مالی» و به زعم خود «روز حساب اقتصادی ایران» خبر داده است. تهدید مستقیم تمامی کشورها، بانک‌ها و بنادر منطقه‌ای که به تجارت ایران تنفس می‌دهند، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، اعترافی آشکار به این واقعیت است که راهبرد انسداد دریایی آمریکا در دریا شکست خورده و واشنگتن ناچار شده فشار را از «سطح آب‌ها» به «تیرهای هوایی و تحریم‌های کاغذبازی ثانویه» منتقل کند.

حتی در حوزه حمل‌ونقل کانتینری که به دلیل وابستگی به خطوط بین‌المللی با پیچیدگی‌های بیشتری همراه است، راهبرد فشار حداکثری نتوانسته به هدف نهایی خود دست یابد. حتی اگر ادعای آمریکا مبنی بر رهگیری و انحراف برخی شناورها صحت داشته باشد، ماهیت شبکه‌ای و چندلایه تجارت ایران مانع از فلج شدن این بخش شده است. فعالان لجیستیکی و بخش خصوصی ایران با دهه‌ها تجربه در مواجهه با محیط‌های پرریسک، با اتخاذ تاکتیک‌های هوشمندانه، مسیرهای جایگزین و مدیریت ظرفیت، مانع از گسست زنجیره تامین شده‌اند. بخش خصوصی در این معادله، حماسه‌ساز اصلی و خط مقدم دفاع از امنیت اقتصادی کشور است.

تفاوت بنیادی دو طرف در این نبرد در همین نقطه نهفته است؛ آمریکا با ذهنیت تمرکز بر یک «گلوگاه جغرافیایی» وارد میدان شده، در حالی که ایران صاحب یک «شبکه تجاری نفوذپذیر و چندبعدی» است. نبرد واقعی تنها در آب‌های خلیج فارس نیست، بلکه در شبکه درهم‌تنیده بنادر، انبارها، پایانه‌های زمینی و تصمیمات ساختاریافته تجاری جریان دارد. آمریکا توانسته «هزینه تجارت» را افزایش دهد و سناریوهایی مثل «تهاجم بی‌سابقه تحریمی» را مطرح کند، اما توان متوقف کردن «چرخه حیات کالا» را ندارد؛ تا زمانی که محموله‌ها به مقصد می‌رسند، زنجیره تامین زنده است و ایران اقتدار لجیستیکی خود را به رخ می‌کشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.