روایتی از گره کور در دریا؛ رونق در مبدأ، بنبست در مقصد!
سی نیوز*-جدیدترین گزارش های تحلیلی از نبض بازار های حملونقل دریایی، تصویر روشنی از یک پارادوکس عمیق در تجارت بینالملل را پیش روی ما میگذارد؛ پارادوکسی که در آن تقاضای جهانی برای جابهجایی کالا چرخدندههای خود را با سرعتی بالا میچرخاند، اما زنجیره تأمین در سمت عرضه با گرههایی سخت و ترافیکی فرسایشی دست و پنجه نرم میکند.
بر اساس این دادهها کارخانههای بزرگ آسیا پس از ماهها نوسان بار دیگر خطوط تولید خود را با تمام ظرفیت به کار انداختهاند و حجم صادرات از بنادر مبدأ آسیایی روندی کاملاً صعودی به خود گرفته است. اما درست در نقطهای که تجار انتظار داشتند چرخدندههای تجارت روانتر از گذشته بچرخد، صخره سخت کمبود ظرفیت موثر عملیاتی خودنمایی میکند.
ریشه این بنبست و قفل شدن شناورها را باید در شریانهای حساس و سنتی دریانوردی جستوجو کرد. با تداوم ناامنیها در پهنه دریای سرخ، خطوط بزرگ کشتیرانی عملاً عطای عبور از کانال سوئز را به لقایش بخشیدهاند.
این تغییر مسیر ناخواسته و دور زدن قاره آفریقا از مسیر دماغه امید نیک، ناگهان هزاران فرسنگ به مسافت دریانوردی افزوده و زمان سفر هر شناور را بسته به مسیر، ۱۰ تا ۲۱ روز طولانیتر کرده است. این زمان اضافه به معنای بلعیده شدن بخش بزرگی از ناوگان کانتینری جهان در آبهای آزاد است؛ کشتیهایی که به جای تخلیه سریع بار و بازگشت به مبدأ، هفتهها در مسیرهای جایگزین معطل میمانند و همین امر، حباب شدیدی در عرضه ظرفیت واقعی ایجاد کرده است.
اما بحران به همینجا ختم نمیشود؛ دومین گره کور این داستان در اسکلهها و پایانههای کانتینری باز میشود. تغییر ناگهانی الگوی رفتوآمد کشتیها و ناهماهنگی در زمانبندی ورود شناورها، بنادر کلیدی آسیا و اروپا را با موج کمسابقهای از ازدحام روبهرو ساخته است. کشتیها برای خالی کردن بار خود باید روزها در لنگرگاهها صف بکشند؛ تاخیری که خود باعث بروز یک بحران ثانویه یعنی نایاب شدن کانتینرهای خالی در بنادر مبدأ شده است. وقتی کانتینرها در بنادر مقصد گیر میکنند یا روی عرشه کشتیهای سرگردان باقی میمانند، صادرکننده آسیایی حتی در صورت یافتن کشتی، جعبهای برای بارگیری کالای خود پیدا نمیکند.
در این میان اگرچه شرکتهای بزرگ کشتیرانی طی ماههای اخیر سفارشهای جدیدی را روانه دریا کردهاند و ظرفیت اسمی ناوگان رشد چند درصدی را ثبت کرده، اما تحلیلگران تاکید دارند که این افزوده شدن کشتیهای تازه ساخت تنها مانند مسکّنی موقت عمل کرده است.
مسافتهای دوبرابر شده و توقفهای طولانی پشت درِ بنادر، تمام این ظرفیتهای جدید را پیش از آنکه اثری بر بازار بگذارند بلعیدهاند.
نتیجه مستقیم این آشفتگی، تثبیت نرخهای کرایه حمل در کانالهای قیمتی بالا و شوک دوباره به هزینههای تمامشده کالاهاست. تاجرانی که امیدوار بودند پس از بحرانهای سالهای گذشته به ثبات عملیاتی دست یابند، اکنون باید با تأخیرهای پیشبینینشده و هزینههای اضافه انبارداری کنار بیایند. تحلیلگران هشدار میدهند تا زمانی که شریانهای اصلی دریانوردی امنیت کامل خود را بازنیابند و بنادر موفق به هضم ترافیک فعلی نشوند، زنجیره تامین جهانی همچنان روی گسل نااطمینانی و نوسان حرکت خواهد کرد.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.