اکوسیستم دریای جاسک زیر آوار ۱۰۰ لنج سوخته در جنگ
چرا لاشه لنجهای جنگزده هنوز در اعماق جاسک رها شدهاند؟
سی نیوز-*عصر یازدهم اسفندماه ۱۴۰۴، وقتی شلیک موشکهای آمریکایی در جریان تعرض به خاک مقدس کشورمان، اسکله صیادی جاسک را به آتش کشید، نگاه تمام رسانهها به ابعاد نظامی و سیاسی این تقابل دوخته شد. بوقهای خبری غرق در تحلیل آرایش جنگی ایران و آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان بودند و کسی ندید که چطور سرمایه و نان هزاران ملوان بلوچ در چند دقیقه خاکستر شد.
اما امروز، با گذشت 3 ماه از آن آخرالزمان کوچک، تراژدی اصلی در سکوت و تاریکی مطلق چند ده متر پایینتر، در کف دریا در حال رقم خوردن است؛ جایی که جنازه ۱۰۰ لنج صیادی بزرگ اقیانوسپیمای کشور، شانه به شانه هم روی بستر دریا تلنبار شده و یک بمب ساعتی زیستمحیطی را فعال کرده است. بحرانی خاموش که ثمره مستقیم یک جنگ ویرانگر است و حالا میرود تا تیر خلاص را به زیستبوم منطقه و معیشت صیادان بومی بزند.
شلیک به شریان معیشت؛ وقتی صیادان خط مقدم جنگ میشوند
بندر جاسک به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود در دهانه دریای عمان، همواره نقطهای استراتژیک بوده است؛ اما در اسفند پارسال، این جغرافیا به قیمت سنگینی برای بومیان تمام شد. حملات موشکی به زیرساختهای غیرنظامی جاسک و بندرعباس، نشان داد که در جنگهای مدرن، شریانهای اقتصادی و معیشت مردم قشر ضعیف، زودتر از پایگاههای نظامی آسیب میبینند.
لنجهایی که در آتش این جنگ سوختند، شناورهای عادی نبودند؛ غولهای صید آبهای آزاد بودند که مجهز به مخازن بزرگ سوخت دیزل، گالنهای روغن هیدرولیک صنعتی و باتریهای سنگین، تا اقیانوس هند میکوبیدند. در جریان انفجار این اقلام ذوب شده و مستقیماً به درون آب نشت کردهاند. ترکیبات هیدروکربنی حاصل از سوخت و روغن با آب اسکله مخلوط شده و رسوب سنگینی ایجاد کرده که به بستر دریا چسبیده است. این لایه تیره بستر ماسهای را کِشنده و ایزوله کرده و با متوقف کردن جریان اکسیژن، «زونهای مرده» (Dead Zones) ایجاد کرده است.
صیادان محلی جاسک بیدلیل نیست که پس از 3 ماه میگویند: «جنگ ماهیها را فراری داده و دریا از آلودگی نابود شده است.» آبزیان یا در این آلودگی شیمیایی تلف شدهاند یا از بوی تند سوخت فرار کردهاند.
فایبرگلاسهای جنگزده؛ ریزذرههای مرگ در سفره غذایی
بخش هولناکتر این فاجعه که پشت اخبار سیاسی درگیری ایران و آمریکا پنهان ماند، جنس بدنه این ۱۰۰ شناور است. بخش عمده این لنجها از فایبرگلاس (ترکیب رزینهای شیمیایی و الیاف شیشه) ساخته شده بودند. فایبرگلاس مادهای کاملاً سنتتیک و تجزیهناپذیر است. تکههای ذوبشده بدنه این لنجها که اکنون کف دریا رها شدهاند، تحت تاثیر جریانات دریایی به مرور زمان خرد شده و حجم عظیمی از «میکروپلاستیکها» و «میکروفایبرهای شیشهای» پرخطر را آزاد میکنند.
مستندات علمی نشان میدهد که این ذرات معلق مستقیماً توسط آبزیان فیلترکننده نظیر صدفها و مرجانهای ساحلی بلعیده میشوند. ریزذرههای فایبرگلاس سیستم گوارش آبزیان را فلج میکنند و از طریق چرخه غذایی، مستقیماً به سفره غذایی انسانها در سراسر کشور راه مییابند. علاوه بر این فلزات سنگین مانند سرب و کادمیوم ناشی از تجهیزات مخابراتی ذوبشده لنجها، اسیدهای پایداری را آزاد میکنند که بافت مرجانهای حساس خلیج فارس را برای همیشه از بین میبرد.
قبرستانی که متولی ندارد؛ بوروکراسی دولتی پساجنگ
«از ۱۱ اسفند پارسال جنازه لنجهای سوخته کف دریا افتاده و یک جرثقیل نیامده که آنها را بیرون بکشد.» این روایت مالکان مستأصل از کارآمدی مدیریت بحران پس از جنگ است. سازمان شیلات و اداره دریانوردی هرمزگان پلمب اسکله و اعلام ۷۰ روز «دریابست» را راحتترین راهکار دیدهاند، اما عملیات پاکسازی بستر دریا عملاً به فراموشی سپرده شده است.
رها کردن لاشه ۱۰۰ لنج اقیانوسپیمای آسیبدیده از جنگ، نه تنها مسیرهای ناوبری را مسدود و خطرناک کرده، بلکه به دلیل بوروکراسی قفلشده دولتی، اجازه هیچگونه اقدام خودجوش بومی را هم نمیدهد. شیلات حتی به پیشنهاد صیادان برای انتقال مجوزهای لنجهای سوخته به شناورهای سالم بیمجوز پاسخ نداده است، چه برسد به اینکه بودجهای برای اعزام بارجها و جرثقیلهای سنگین جهت پاکسازی بستر دریا اختصاص دهد.
کارگاههای لنجسازی قشم نیز از ترس شروع دوباره درگیریها و بمبارانها، بیش از ۳۰۰ شناور نیمهکاره را رها کردهاند و جرئت تکمیل آنها را ندارند.
آوار ۱۰۰ لنج سوخته در اعماق جاسک، داغی است که اگر امروز با عملیات اضطراری از کف دریا پاک نشود، فردا خود را به شکل یک فاجعه اجتماعی و امنیتی بسیار بزرگتر در مرزهای شرقی نشان خواهد داد. جنگ روی شاید آب تمام شده باشد، اما تبعات هولناک آن در اعماق دریای جاسک همچنان قربانی میگیرد.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.