نان، نمک، سنگر؛ روایتِ مردانی که با دست خالی دریا را قرق کردهاند
سی نیوز-* در دکترینهای کلاسیک نظامی، «امنیت مرزی» با سیمخاردار، برجکهای نگهبانی و پایش ماهوارهای تعریف میشود. اما در جغرافیایِ تبآلود جنوب ایران، جایی که شوری آب با غیرت مردمان ساحلنشین گره خورده، معادله جدیدی در حال نگارش است. اینجا در کرانههای خلیجفارس و دریای عمان، پدیدهای به نام «قرارگاههای غیرت» سر برآورده است؛ شبکهای نانوشته از صیادان و ملاحانی که ثابت کردهاند سنگر اول دفاع از «سنگر دریایی اقتصاد ایران»، نه پادگانها، که لنجهای خرد و خانههای بادگیردار بومیان است.
دیدهبانی در افقهای دور؛ رادارهای زنده خلیج
در عصر جنگهای الکترونیک و نبرد سیگنالها، رادارهای فوقپیشرفته گاه در برابر پرندههای «رادارگریز» یا قایقهای «شبح» دچار خطا میشوند. اما «چشم ملاح» خطا نمیکند. صیادی که وجب به وجب خورها، حفرههای ساحلی و جریانهای آبی را از پدرانش به ارث برده، امروز به حساسترین سنسور امنیتی کشور بدل شده است. گزارشهای میدانی نشان میدهد که در ماههای اخیر، بخش بزرگی از کشفیات ریزپرندههای جاسوسی یا شناورهای بدون سرنشین بیگانه، پیش از آنکه روی رادارهای مرکزی ثبت شوند، توسط همین «قرارگاههای غیرت» گزارش شدهاند. این یعنی انتقال امنیت از «ستاد» به «صف»؛ جایی که هر لنج صیادی، یک ایستگاه پایش استراتژیک است.
پدافند مردمپایه؛ وقتی معیشت، انگیزه مقاومت میشود
نکتهای که تحلیلگران غربی در محاسبات خود درباره «فشار حداکثری» نادیده میگیرند، پیوند ناگسستنی «نان» و «امنیت» در جنوب است. برای یک جوان در بندرلنگه یا جاسک، بندر صرفاً یک فضای اداری با دیوارهای بتنی نیست؛ بندر یعنی «شناسنامه» و «منبع ارتزاق». وقتی تهدیدی متوجه اسکلههای صادراتی یا بنادر سوخترسان میشود، مردم محلی آن را نه یک تهدید دولتی، بلکه حملهای مستقیم به سفره خانواده خود تلقی میکنند. اینجاست که «غیرت » به یک «سپر انسانی هوشمند» تبدیل میشود که هیچ تحریمی قادر به از کار انداختن آن نیست.
بنادر کوچک در نقش «رگهای جایگزین»
اگر بنادر بزرگی چون شهید رجایی یا چابهار را «قلب» اقتصاد دریایی بدانیم، بنادر کوچک محلی (مانند گناوه، کنگان و دیلم) مویرگهایی هستند که در زمان بحران، بارِ اصلی زنده ماندن بازار را بر دوش میکشند. در روزهایی که تهدیدات نظامی در دریا بالا میگیرد، این لنجهای سنتی و شناورهای بومی هستند که با استفاده از مسیرهای فرعی و دانش بومیِ ناوبری، جریان ورود کالاهای اساسی را حتی در سختترین شرایط حفظ میکنند. آنها «جنگِ فرسایشیِ بنادر» را با مدیریتِ خرد و محلی دور میزنند.
چالشها؛ مرزبانانی که حمایت میخواهند
اما این سکه روی دیگری نیز دارد. «مرزبانی با دست خالی» هزینههای سنگینی بر دوش صیادان گذاشته است. افزایش قیمت تجهیزات ناوبری، بالا رفتن نرخ بیمه شناورها در شرایط جنگی و خطرات ناشی از حضور ناوهای بیگانه، معیشت این مدافعان بیسنگر را با چالش جدی روبرو کرده است. آیا ساختار پدافند غیرعامل کشور، جایگاه ویژهای برای حمایت مالی و لجستیکی از این «قرارگاههای خودجوش» در نظر گرفته است؟ صیادی که شبانه در میانه خلیج فارس، امنیت مرز را رصد میکند، نباید نگرانِ تأمین سوخت یا معیشت فردای خانوادهاش باشد.
بنادر، هویت ملی در برابر طوفان
بندر در جنوب ایران، فراتر از یک بنسازه اقتصادی، یک «هویتِ تاریخی» است. گزارشها از بنادر کوچک نشان میدهد که حتی پس از حملات جسته و گریخته به برخی تأسیسات، نه تنها شاهد مهاجرت معکوس از سواحل نبودهایم، بلکه حسِ پاسداری از مرز میان جوانان جنوبی تقویت شده است. «قرارگاه غیرت» نه یک ساختمان با تابلوی رسمی، بلکه روحی است که در کالبد بنادر جنوب میدمد. تا زمانی که دولت و حاکمیت، توسعه را با «مردممحوری» گره بزنند و پتانسیل عظیم صیادان و تجار محلی را به عنوان بخشی از دکترین امنیتی به رسمیت بشناسند، سنگر دریایی اقتصاد ایران در برابر هر طوفانی نفوذناپذیر خواهد ماند.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.