قمار امارات با امنیت منطقه برای فرار از انزوای دریایی
سی نیوز-سرویس بین الملل-* صنعت دریایی امارات که روزگاری به عنوان موتور محرک اقتصاد غیرنفتی این کشور و رقیب بنادر تراز اول جهان شناخته میشد، اکنون با سختترین آزمون تاریخ خود روبرو شده است. مدیریت مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، معادلات کلاسیک لجستیک دریایی را تغییر داده و بنادر امارات را از «ایستگاههای امن» به «نقاط پرریسک» تبدیل کرده است. در ادامه، ابعاد تخصصی این سقوط در بخشهای بندری و دریایی بررسی میشود:
بزرگترین ضربه به صنعت دریایی امارات، کاهش شدید عملیات «ترانشیپمنت» (تخلیه و بارگیری مجدد) در بندر جبلعلی است. این بندر که حیاتش به میزبانی از کشتیهای غولپیکر نسل جدید وابسته است، اکنون شاهد تغییر مسیر خطوط کشتیرانی به سمت بنادر خارج از خلیج فارس است. مالکان کشتیهای اقیانوسپیما به دلیل ناتوانی در تضمین امنیت عبور از هرمز و افزایش نجومی نرخ حق بیمه بدنه و ماشینآلات (H&M)، ترجیح میدهند کالاها را در بنادر دورتر تخلیه کنند. این موضوع عملاً جبلعلی را از یک «توزیعکننده منطقهای» به یک «بندر محلی» تنزل داده است.
بحران سوخترسانی دریایی (Bunkering) در بندر فجیره
فجیره که زمانی سومین قطب سوخترسانی دریایی بزرگ جهان بود، اکنون با افت شدید تقاضا مواجه است. صنعت بانکرینگ فجیره به ترافیک ورودی کشتیها به خلیج فارس وابسته است. با کاهش تردد نفتکشها و کشتیهای فلهبر در پی تنشها در تنگه هرمز، ذخایر سوخت در مخازن فجیره انباشته شده و گردش مالی این صنعت حیاتی به حداقل رسیده است. برخلاف تصور مقامات ابوظبی، موقعیت فجیره در خارج از هرمز نتوانسته است آن را از ترکشهای ناامنی در گلوگاه اصلی منطقه مصون بدارد.
توقف سرمایهگذاری در زیرساختهای هوشمند بندری
امارات که پیشرو در راهاندازی بنادر تماماتوماتیک و استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت ترمینالها بود، اکنون با توقف پروژههای توسعهای روبروست. عدم قطعیت در آینده سیاسی منطقه باعث شده تا شرکای بینالمللی و غولهای فناوری دریایی، قراردادهای توسعه فازهای جدید بنادر را به تعویق بیندازند. بنادر امارات که بر اساس پیشبینی رشد مداوم تجارت جهانی طراحی شده بودند، اکنون با «مازاد ظرفیت بلااستفاده» روبرو هستند؛ تجهیزات پیشرفتهای که به دلیل نبود کشتی، در حال مستهلک شدن زیر آفتاب خلیج فارس هستند.
شکست در بازاریابی «کریدورهای جایگزین» و پلهای زمینی
صنعت بندری امارات تلاش کرد با تکیه بر پروژههایی نظیر کریدور ریلی، کالاهای تخلیه شده در بنادر دریای عمان را به بنادر داخلی خلیج فارس منتقل کند. اما هزینههای گزاف لجستیک زمینی در مقایسه با حمل دریایی، باعث شده است که صاحبان کالا این مسیر را مقرونبهصرفه ندانند. بنادر اماراتی که قرار بود دروازه ورود به بازار ۳۰۰ میلیونی منطقه باشند، اکنون به دلیل هزینههای عملیاتی بالا در محیط تنشآلود، مزیت رقابتی خود را به نفع مسیرهای ترانزیتی شمال-جنوب و بنادر باثباتتر در شرق دریای خزر از دست دادهاند.
مهاجرت شرکتهای مدیریت کشتی و خدمات دریایی
صنعت دریایی تنها به بنادر محدود نمیشود؛ بخش بزرگی از درآمد امارات از میزبانی شرکتهای مدیریت کشتی، موسسات ردهبندی و کارگزاریهای دریایی تأمین میشد. با تداوم تنشها در هرمز و افزایش ریسکهای حقوقی و عملیاتی، بسیاری از این دفاتر بینالمللی در حال انتقال مرکز عملیات خود از دبی به سنگاپور و قبرس هستند. این تخلیه تخصص، ضربهای جبرانناپذیر به اکوسیستم دریایی امارات وارد کرده و این کشور را از مرکز تصمیمگیریهای دریایی جهان دور کرده است.

قمار انتحاری در خلیج فارس؛ چرا ابوظبی به سیم آخر زده است؟
در ورای لایههای اقتصادی، اکنون با اماراتی روبرو هستیم که به سیم آخر زده و گویی «آب از سرش گذشته است». تحلیلگران معتقدند مقامات ابوظبی به این جمعبندی خطرناک رسیدهاند که در صورت بازگشت ثبات به تنگه هرمز تحت اقتدار ایران، برند تجاری آنها برای همیشه زیر سایه قدرت تهران رنگ خواهد باخت؛ لذا اکنون تنها راه بقای خود را در «تداوم بحران» و «ویرانی منطقه» میبینند. امارات در یک قمار انتحاری، تمام ظرفیتهای بندری و دیپلماتیک خود را در طبق اخلاص متحدان منطقهای و فرامنطقهایاش قرار داده تا شاید از نمد جنگ، کلاهی برای حذف دائمی رقیب تاریخی خود، یعنی ایران، بدوزد. این کشور با تحریک متحدانش به درگیری مستقیم، در پی آن است تا با نابودی زیرساختهای ایران، توازن قدرت را به صورت مصنوعی تغییر دهد، حتی اگر این کار به قیمت تبدیل شدن کل خلیج فارس به یک میدان سوخته تمام شود؛ چرا که ابوظبی تصور میکند در دنیای پس از جنگ، بنادرِ خارج از هرمزش (مانند فجیره) تنها بازماندگانِ این بازیِ خونین برای تجارت جهانی خواهند بود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.