واخان تا مرز چین رسید؛ مسیر تازه افغانستان چه معنایی برای ایران دارد؟
سی نیوز – افغانستان جاده ۱۲۱ کیلومتری واخان را تا نقطه مرزی چین به بهره برداری رسانده است؛ مسیری که فعلا یک جاده غیرآسفالته در یکی از دشوارترین مناطق کوهستانی آسیای مرکزی است، اما اگر در سال های آینده به یک گذرگاه تجاری فعال تبدیل شود، می تواند بخشی از نقشه حمل و نقل و تجارت منطقه را تغییر دهد. برای ایران نیز این تحول یک پرسش جدی ایجاد می کند؛ آیا واخان در کنار سایر کریدور های اطراف ، رقیبی برای مسیرهای ترانزیتی ایران خواهد شد یا می تواند حلقه تازه ای برای اتصال چین و افغانستان به شبکه حمل و نقل و بنادر ایران باشد؟
وزارت احیا و انکشاف دهات افغانستان اعلام کرده است جاده واخان از منطقه بروغیل در ولسوالی واخان تا مرز چین به طول ۱۲۱ کیلومتر و با هزینه ۳۶۵ میلیون افغانی احداث شده است. این پروژه در دو مرحله اجرا شده و پس از نزدیک به سه سال عملیات راه سازی، زیرسازی و شن ریزی به بهره برداری رسیده است.
جاده جدید هنوز آسفالت نشده و برای تبدیل شدن به یک مسیر استاندارد تجاری، به تکمیل زیرساخت های متعدد نیاز دارد. با این حال مقام های افغان از همین حالا درباره نقش احتمالی آن در توسعه تجارت مستقیم با چین سخن می گویند.
اهمیت این پروژه را نمی توان فقط در طول ۱۲۱ کیلومتری آن خلاصه کرد. واخان باریکه ای کوهستانی در شمال شرق افغانستان است که این کشور را مستقیما به منطقه سین کیانگ چین متصل می کند. مرزی که دهه ها روی نقشه وجود داشت، اما نبود راه مناسب، شرایط سخت جغرافیایی و ملاحظات امنیتی چین اجازه نداده بود به یک مسیر تجاری واقعی تبدیل شود.
اکنون افغانستان نخستین قدم جدی را از سمت خود برداشته است.
جاده تا مرز رسیده، اما کریدور هنوز باز نشده است
در روزهای گذشته برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی افتتاح این جاده را با عنوان «اتصال زمینی افغانستان به چین» منتشر کردند؛ تعبیری که از نظر جغرافیایی چندان بیراه نیست، اما از نظر حمل و نقل تجاری نیاز به توضیح دارد.
آنچه امروز وجود دارد، جاده ای است که تا مرز چین امتداد یافته است. هنوز آغاز رسمی و گسترده تردد کامیون های تجاری میان دو کشور، فعالیت یک پایانه مرزی کامل، گمرک مشترک و جریان منظم حمل کالا از این مسیر اعلام نشده است.
برای تبدیل واخان به یک کریدور واقعی، افغانستان و چین باید علاوه بر توسعه جاده، پایانه های مرزی، گمرک، انبار، خدمات لجستیکی، امکانات امدادی و زیرساخت لازم برای عبور کامیون های سنگین را ایجاد کنند.
مسئله دیگر، جغرافیای منطقه است. گذرگاه واخجیر در ارتفاع بسیار بالایی از سطح دریا قرار دارد و شرایط سخت زمستانی، برف و سرمای شدید می تواند فعالیت دائمی مسیر را با محدودیت مواجه کند.
بنابراین واخان امروز بیشتر یک «ظرفیت ترانزیتی» است تا یک کریدور کامل و عملیاتی.
چرا افغانستان به این مسیر نیاز دارد؟
برای کابل، مسئله فقط چین نیست؛ مسئله اصلی کاهش وابستگی به مسیرهای محدود تجاری است.افغانستان کشوری محصور در خشکی است و بخش بزرگی از تجارت خارجی آن طی دهه های گذشته به مسیر پاکستان وابسته بوده است. هر بار که روابط سیاسی کابل و اسلام آباد دچار تنش شده، محدودیت یا بسته شدن گذرگاه های مرزی مستقیما بر تجارت افغانستان اثر گذاشته است.
همین تجربه باعث شده افغانستان طی سال های اخیر به دنبال تنوع بخشیدن به مسیرهای حمل و نقل خارجی خود باشد.
در غرب، استفاده از مسیر ایران و بنادر چابهار و بندرعباس افزایش یافته است. در شمال، مسیرهای آسیای مرکزی توسعه پیدا کرده اند و اکنون در شرق نیز واخان به عنوان یک گزینه مستقیم برای دسترسی به چین مطرح شده است.
این سیاست برای افغانستان منطقی است؛ کشوری که به دریا دسترسی ندارد، هرچه مسیرهای بیشتری برای تجارت داشته باشد، قدرت انتخاب بیشتری خواهد داشت و وابستگی آن به یک کشور یا یک گذرگاه کاهش پیدا می کند.
اهمیت چین نیز در این معادله روشن است. حجم تجارت چین و افغانستان طی سال های اخیر افزایش یافته و کالاهای چینی سهم قابل توجهی از بازار افغانستان را در اختیار دارند. ماشین آلات، تجهیزات برقی، منسوجات، تجهیزات خورشیدی، لوازم مصرفی و انواع کالاهای صنعتی از جمله اقلامی هستند که از چین وارد افغانستان می شوند.
اگر روزی بخشی از این کالاها بتوانند مستقیما از سین کیانگ وارد واخان شوند، ساختار حمل و نقل شرق افغانستان تغییر خواهد کرد.
آیا واخان برای ایران تهدید است؟
در کوتاه مدت، پاسخ منفی است.جاده فعلی واخان نه ظرفیت آن را دارد که حجم بزرگی از تجارت منطقه را جابه جا کند و نه هنوز به یک گذرگاه بین المللی فعال تبدیل شده است. بنابراین افتتاح این مسیر به خودی خود تهدید فوری برای ترانزیت ایران ایجاد نمی کند.مهم تر از آن، واخان نمی تواند مهم ترین مزیت ایران برای افغانستان را حذف کند؛ دسترسی به آب های آزاد.
حتی اگر افغانستان فردا یک مرز زمینی کاملا فعال با چین داشته باشد، همچنان کشوری محصور در خشکی خواهد بود. برای تجارت با هند، کشورهای حاشیه خلیج فارس، شرق آفریقا و سایر بازارهای دریایی، افغانستان همچنان به بنادر کشورهای همسایه نیاز دارد.
ایران با در اختیار داشتن چابهار و بندرعباس یکی از مهم ترین گزینه های افغانستان برای دسترسی به دریاست.
به همین دلیل نمی توان جاده واخان را رقیب مستقیم چابهار دانست. کارکرد این دو مسیر متفاوت است؛ واخان می تواند افغانستان را به چین متصل کند و چابهار افغانستان را به اقیانوس هند و شبکه تجارت دریایی جهان می رساند.
تهدید واقعی می تواند در بازار افغانستان باشد
یکی از مهم ترین پیامدهای احتمالی فعال شدن واخان برای ایران، نه در بخش ترانزیت، بلکه در بازار صادراتی افغانستان ظاهر می شود.
چین همین حالا یکی از تامین کنندگان اصلی کالا در افغانستان است. اگر مسیر واخان در آینده استاندارد و فعال شود، بخشی از کالاهای چینی می توانند با مسیر کوتاه تر و هزینه حمل کمتر وارد افغانستان شوند.
این اتفاق می تواند رقابت کالاهای چینی با محصولات ایرانی را در بازار افغانستان افزایش دهد.
ایران در سال های گذشته یکی از مهم ترین تامین کنندگان نیازهای افغانستان بوده است و در حوزه هایی مانند مواد غذایی، مصالح ساختمانی، فرآورده های نفتی و برخی محصولات صنعتی حضور قابل توجهی در این بازار دارد.
در برخی از این کالاها نزدیکی جغرافیایی ایران یک مزیت جدی است و واخان به سادگی نمی تواند آن را از بین ببرد. انتقال مصالح ساختمانی، مواد غذایی و کالاهای حجیم از مناطق شرقی چین به غرب افغانستان همچنان هزینه بالایی خواهد داشت.
از این منظر، اگر واخان روزی به یک مسیر تجاری فعال تبدیل شود، تاثیر آن بر بازار صادراتی ایران در افغانستان شاید از تاثیر آن بر ترانزیت ایران مهم تر باشد.
اما همین جاده می تواند به نفع ایران تمام شود
اگر به نقشه از شرق به غرب نگاه کنیم، واخان می تواند نه پایان یک مسیر، بلکه ابتدای یک کریدور بزرگ تر باشد.کالایی که از چین وارد افغانستان می شود الزاما قرار نیست در افغانستان مصرف شود. این بار می تواند به سمت مرکز و غرب افغانستان حرکت کند، به هرات برسد و از آنجا وارد ایران شود.
در چنین شرایطی یک مسیر تازه قابل تصور خواهد بود:چین – واخان – افغانستان – هرات – ایران – بنادر جنوبی
اگر این زنجیره شکل بگیرد، ایران نه تنها از واخان آسیب نمی بیند، بلکه می تواند یکی از مهم ترین بهره برداران آن باشد.ایران در غرب افغانستان زیرساختی دارد که بسیاری از رقبای منطقه ای فاقد آن هستند. راه آهن خواف – هرات یکی از مهم ترین این زیرساخت هاست.
این خط آهن ظرفیت آن را دارد که افغانستان را به شبکه ریلی ایران متصل کند و در صورت توسعه، بار افغانستان را به بنادر جنوبی ایران و همچنین مسیرهای غربی کشور انتقال دهد.
در چنین سناریویی، واخان می تواند در شرق افغانستان بار دریافت کند و خواف – هرات در غرب، بخشی از آن را تحویل شبکه ایران دهد.
چین – افغانستان – ایران؛ مسیری که قبلا هم مطرح بوده است
ایده اتصال چین به ایران از طریق افغانستان موضوع تازه ای نیست؛سال ها پیش طرح موسوم به «کریدور ریلی پنج کشور» با مشارکت چین، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران مطرح شد. هدف این طرح ایجاد پیوند ریلی میان چین و ایران از طریق آسیای مرکزی و افغانستان بود.
هرچند مسیر آن پروژه دقیقا با جاده واخان یکسان نیست، اما منطق هر دو طرح به یک نقطه می رسد؛ تبدیل افغانستان از یک کشور محصور در خشکی به حلقه اتصال شرق و غرب منطقه.
واخان می تواند ضلع تازه ای به همین معادله اضافه کند.
اگر چین در آینده تصمیم بگیرد استفاده تجاری از مرز واخان را توسعه دهد، ایران باید از امروز به این پرسش پاسخ دهد که آیا می خواهد مقصد بعدی بخشی از این جریان بار باشد یا تنها نظاره گر عبور آن از مسیرهای رقیب خواهد ماند.
سناریوی نامطلوب برای ایران چیست؟
بدترین سناریو این است که افغانستان به چین متصل شود، شبکه های حمل و نقل آسیای مرکزی و پاکستان نیز توسعه پیدا کنند، اما مسیر ایران همچنان با گلوگاه های داخلی مواجه باشد.
در چنین وضعیتی، صاحب کالا گزینه های متعددی پیش روی خود خواهد داشت و الزامی برای انتخاب ایران ندارد.کریدور اقتصادی چین – پاکستان در جنوب، مسیرهای آسیای مرکزی در شمال و شبکه های جدید ریلی منطقه هر کدام برای جذب بار رقابت می کنند.واخان یک گزینه دیگر به این فهرست اضافه خواهد کرد.
رقابت کریدورها نیز برخلاف تصور عمومی فقط مسابقه بر سر کوتاه ترین فاصله نیست. گاهی یک مسیر چند صد کیلومتر طولانی تر، به دلیل تشریفات مرزی سریع تر، تعرفه کمتر و حمل و نقل منظم تر، برای صاحب کالا اقتصادی تر است.
واخان امروز فقط یک جاده ۱۲۱ کیلومتری تا مرز چین است؛ اما سوال اصلی برای کشور ما از همین حالا باید این باشد که اگر فردا بار چین وارد افغانستان شد، چگونه می توان آن را به سمت خواف، چابهار و شبکه حمل و نقل ایران هدایت کرد؟
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.