روزهای بحران، آزمون واقعی اقتصاد دریامحور
سینیوز ـ سیاست دریامحور را نمی توان فقط در روزهای آرام سنجید؛ زمانی که کشتیها طبق برنامه حرکت میکنند، بنادر بدون اختلال فعالیت دارند و مسیرهای تجاری باز هستند، تقریباً هر برنامهای قابل اجرا به نظر میرسد. آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که جنگ، ناامنی و فشارهای خارجی وارد معادله میشوند و کشور باید نشان دهد برای حفظ جریان تجارت و منافع دریایی خود چه ابزارهایی در اختیار دارد.
شرایط ماههای اخیر دقیقاً چنین آزمونی را پیش روی کشور قرار داده است. در چنین شرایطی دیگر نمیتوان موفقیت سیاست توسعه دریامحور را فقط با تعداد اسکلهها، ظرفیت بنادر، پروژههای ساحلی یا افزایش تناژ ناوگان اندازه گرفت. این سیاست زمانی موفق است که در لحظه بحران نیز بتواند به حفظ تجارت کشور کمک کند.
دریا فقط بندر و کشتی نیست
بخش سختافزاری توسعه دریایی البته اهمیت اساسی دارد؛ ایران به بندر، ناوگان، صنایع دریایی و زیرساخت ساحلی نیاز دارد. اما بحران نشان داده است که حلقههای دیگری نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
کشتی باید بتواند در مسیر امن حرکت کند، دریانورد باید از حمایت حقوقی برخوردار باشد، بنادر باید ارتباط خود را با خطوط بینالمللی حفظ کنند و کشور نیز باید بتواند در نهادهایی که درباره قواعد کشتیرانی تصمیم میگیرند از منافع خود دفاع کند.
به همین دلیل، سیاست دریامحور بدون یک بازوی فعال خارجی و حقوقی، در روز بحران بخشی از توان خود را از دست میدهد.
امروز زمان سنجش دیپلماسی دریایی است
ایران از سال ۱۹۵۸ عضو سازمان بینالمللی دریانوردی است و بیش از شش دهه در ساختار جهانی دریانوردی حضور دارد. چنین سابقهای زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که در شرایط دشوار بتوان از ظرفیتهای آن استفاده کرد.موضوعاتی مانند ایمنی کشتیها، امنیت دریانوردان، اجرای قواعد بینالمللی، مسئولیت دولتها و حفظ چارچوبهای حقوقی کشتیرانی، امروز دیگر موضوعاتی دور از زندگی اقتصادی کشور نیستند بنابراین حضور ایران در سازمانهای بینالمللی دریایی باید بیش از گذشته به سمت مشارکت تخصصی، پیگیری حقوقی و شکل دادن به همکاریهای منطقهای حرکت کند.
یک بحران می تواند ضعفهای پنهان را آشکار کند
روزهای عادی بسیاری از کمبودها را پنهان میکنند. تا زمانی که مسیر اصلی کار میکند، نبود مسیر جایگزین چندان دیده نمیشود؛ تا زمانی که خطوط کشتیرانی رفتوآمد دارند، ضعف ارتباط با شرکتهای خارجی به چشم نمیآید و تا هنگامی که بحران حقوقی یا امنیتی شکل نگرفته، اهمیت حضور مؤثر در ساختارهای بینالمللی احساس نمیشود.
اما جنگ تمام این ضعفها را همزمان آشکار کرد؛ در چنین شرایطی مشخص میشود که آیا بنادر کشور صرفاً زیرساخت فیزیکی هستند یا بخشی از یک شبکه منسجم تجارت خارجی؛ آیا کریدورها فقط روی نقشه تعریف شدهاند یا در عمل قابلیت انتقال بار دارند و آیا روابط دریایی کشور آنقدر گسترده است که در زمان اختلال بتوان از گزینههای دیگری استفاده کرد.
کریدور روی نقشه کافی نیست
یکی از گزینههای طبیعی در زمان فشار بر مسیرهای دریایی، استفاده بیشتر از کریدورهای زمینی، ریلی و مسیرهای شمالی است. اما تجربه نشان داده است که هیچ کریدوری صرفاً با احداث خطآهن یا جاده فعال نمیشود.برای عبور واقعی بار، کشورهای مسیر باید درباره گمرک، اسناد، تعرفه، زمان عبور، ظرفیت ناوگان و رویههای مرزی هماهنگ باشند.
اینجاست که سیاست دریامحور به سیاست خارجی و دیپلماسی حملونقل متصل میشود. کشوری که بخواهد در بحران مسیر تجارت خود را تغییر دهد، باید این روابط و توافقها را پیش از وقوع بحران ساخته باشد.
روزهای عادی زمان ساختن ظرفیت هستند؛ روزهای بحران زمانی است که معلوم میشود این ظرفیتها واقعاً ساخته شدهاند یا فقط روی کاغذ وجود داشتهاند.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.