صیانت از آزادی دریانوردی و تاب‌آوری ناوگان تجاری در مقابله با تحریم ها و اقدامات قهرآمیز یک‌جانبه

 حقانی
محمود حقانی / وکیل پایه یک دادگستری

سی نیوز-*صنعت حمل‌ونقل دریایی به عنوان شریان حیاتی اقتصاد بین‌الملل و ستون فقرات تجارت جهانی، همواره بر پایه اصول بنیادین حقوق بین‌الملل دریاها، آزادی دریانوردی و امنیت خطوط مواصلاتی استوار بوده است. در نظام حقوقی بین‌المللی، دریاهای آزاد به عنوان میراث مشترک و بستری برای مراودات صلح‌آمیز و توسعه اقتصادی همه ملل به شمار می‌روند و حقوق حاکمیتی دولت‌ها بر ناوگان تجاری خود از پشتوانه‌های محکم در کنوانسیون‌های چندجانبه برخوردار است. با این حال، اعمال اقدامات قهرآمیز یک‌جانبه و فرامرزی خارج از چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد، چالش‌هایی را در مسیر پایداری زنجیره‌های تأمین و فعالیت دریانوردی تجاری ایجاد می‌کند؛ رویکردی که حقوق بین‌الملل عمومی و حقوق دریاها ابزارها، اصول و سازوکارهای استواری را برای اثبات عدم مشروعیت این اقدامات و صیانت از منافع مشروع کشورهای هدف در اختیار جامعه دریانوردی قرار داده است. از منظر حقوق بین‌الملل، اصل برابری حاکمیت دولت‌ها، اصل منع مداخله در امور داخلی و حق مسلم دولت‌ها بر توسعه و برخورداری از دریانوردی آزاد در پهنه آب‌های بین‌المللی، هرگونه تحدید تجاری فراسرزمینی را در تعارض آشکار با موازین حقوقی قرار می‌دهد و حق دفاع مشروع حقوقی را برای حفاظت از ناوگان ملی تثبیت می‌نماید.

یکی از بنیادین‌ترین اصول حقوق بین‌الملل دریاها که در کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS ۱۹۸۲) و همچنین کنوانسیون‌های کلاسیک ژنو تثبیت شده، «اصل آزادی دریانوردی در دریای آزاد» و اصل «صلاحیت انحصاری دولت صاحب پرچم» است.

بر اساس این قواعد عرفی و مدون، هر کشتی تجاری صرفاً تابع حاکمیت، قوانین و صلاحیت انحصاری کشوری است که پرچم آن را برمی‌افرازد و هیچ دولتی در شرایط صلح حق مداخله، تعرض، توقیف، بازرسی یا ممانعت از عبور و مرور بی‌ضرر یا ترانزیت آزاد شناورها را بدون مجوز قانونی شورای امنیت یا رضایت صریح دولت پرچم ندارد. اعمال محدودیت‌های یک‌جانبه که به دنبال سلب حق تردد ایمن شناورها یا اختلال در عملیات انتقال کالا و محموله‌ها هستند، نقض صریح این موازین بین‌المللی تلقی می‌شوند.

کشورهای هدف با استناد به این رژیم حقوقی مقتدر، بر غیرقانونی بودن هرگونه تهدید یا ممانعت از فعالیت ناوگان تجاری تأکید کرده و می‌توانند در مجامع بین‌المللی، به‌ویژه در سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO)، اقدامات یک‌جانبه را به عنوان نقض‌کننده استانداردهای ناوبری ایمن و مغایر با معاهدات معتبر جهانی محکوم سازند.

در بعد اسناد و روابط بازرگانی، اقدامات یک‌جانبه تلاش می‌کنند با ایجاد محدودیت در دسترسی به خدمات رده‌بندی، بازرسی فنی و نظام‌های بیمه‌ای سنتی، فعالیت کشتیرانی را دچار وقفه کنند؛ اما پاسخ حقوقی و فنی کشورهای هدف، دستیابی به الگوهای نوین خوداتکایی و ساختارهای چندجانبه هم‌افزا بوده است.

در حوزه گواهینامه‌های فنی و ایمنی، توسعه و ارتقای ظرفیت مؤسسات رده‌بندی بومی و هم‌پیمان با تطبیق دقیق بر مقررات کنوانسیون‌های سولاس (SOLAS) و مارپول (MARPOL)، تضمین‌کننده حفظ بالاترین استانداردهای قابلیت دریانوردی شناورها بوده و مشروعیت فنی ناوگان ملی را بدون وابستگی به نهادهای محدودکننده حفظ کرده است.

در عرصه پوشش‌های حمایتی نیز تأسیس و گسترش کلوب‌های متقابل حمایت و غرامت  P&I Clubs) ) داخلی و منطقه‌ای و ارائه پوشش‌های بیمه بدنه و ماشین‌آلات با پشتوانه کنسرسیوم‌های بیمه‌ای مستقل، خلاءهای ناشی از بدعهدی بیمه‌گران بین‌المللی را پر کرده و پایداری کامل حقوقی و مالی را در مواجهه با خطرات دریانوردی به ارمغان آورده است. این تحولات نشان می‌دهد که توسعه نهادهای بیمه‌ای و اعتباری مستقل، نه‌تنها پاسخی عملیاتی بلکه پاسخی حقوقی و مشروع به تحدیدهای نارواست.

در ساحت حقوق قراردادهای اجاره کشتی و اسناد حمل کالا، جامعه حقوقی و بازرگانی کشورهای تحت محدودیت با به‌کارگیری هوشمندانه حقوق تجارت بین‌الملل و قواعد حاکم بر قراردادها، ظرفیت بالایی از انعطاف‌پذیری حقوقی را به نمایش گذاشته‌اند. با تنظیم دقیق شروط قراردادی در فرم‌های استاندارد بیمکو و گنجاندن عبارات حقوقی شفاف پیرامون تغییر بندر تخلیه، تعیین صلاحیت قضایی در مراکز بی‌طرف و تدوین شروط ناظر بر تعلیق و فورس‌ماژور، از بروز ادعاهای بلاوجه در خصوص نقض قرارداد جلوگیری شده است. مدیریت هوشمندانه اسناد بارنامه دریایی و استفاده از مکانیزم‌های بارنامه سوئیچ و اسناد معتبر ظهرنویسی‌شده، ضمن حفظ حقوق مالکیت بر کالا، چرخه تجارت خارجی را با پایداری کامل حفظ کرده است.

این مهارت‌های قراردادی در کنار مدیریت موعدهای زمانی لای‌تایم، محاسبه دقیق دموراژ و دیسپچ و تعیین شروط ایمن بودن بنادر (Safe Port Clauses)، مانع از ایجاد مسئولیت‌های ناروا برای مالکان، اجاره‌کنندگان و صاحبان محموله شده و ریسک‌های ناشی از رفتارهای ناقض تعهدات قراردادی را به حداقل رسانده است.

در عرصه دفاع حقوقی در مراجع بین‌المللی، دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و سازوکارهای داوری بین‌المللی تحت قواعد آنسیترال  (UNCITRAL) و معاهدات دوجانبه سرمایه‌گذاری و مودت، بسترهای نیرومندی را برای مطالبه حقوق حاکمیتی و جبران خسارات فراهم ساخته‌اند.

آرای موقت و احکام متعددی که از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری در تأکید بر لزوم عدم اخلال در تجارت دریایی، دسترسی به تجهیزات ایمنی، قطعات یدکی ناوبری و امور بشردوستانه صادر شده، موید این واقعیت است که حقوق بین‌الملل رفتارهای یک‌جانبه اقتصادی را که مستقیماً ایمنی جان دریانوردان و حفاظت از محیط‌زیست دریایی را به خطر می‌اندازند، برنمی‌تابد.

کشورهای هدف می‌توانند با بهره‌گیری از اصل حقوقی «استاپل» (منع تناقض‌گویی) و اصل «پایبندی به عهد»، هرگونه نقض معاهدات بین‌المللی توسط دولت‌های واضع محدودیت‌ها را در محاکم بین‌المللی و منطقه‌ای مورد پیگرد قرار دهند.

همچنین استفاده از «قوانین انسداد» (Blocking Statutes) در سطح منطقه‌ای و دوجانبه، یکی دیگر از راهکارهای مترقی حقوق بین‌الملل خصوصی برای خنثی‌سازی اثرات فرامرزی احکام خارجی به شمار می‌رود.

این قوانین به بنگاه‌های اقتصادی و شرکت‌های کشتیرانی اجازه می‌دهند از اجرای تصمیمات غیرقانونی خارجی خودداری کرده و در صورت ورود هرگونه خسارت، در محاکم داخلی و مستقل علیه مسببان اقامه دعوا نمایند.

در کنار این چارچوب‌ها، تنوع‌بخشی به بنادر مقاصد ترانزیتی، تقویت کنوانسیون‌های همکاری دریایی منطقه‌ای و فعال‌سازی کریدورهای حمل‌ونقل بین‌المللی چندوجهی، پایگاه حقوقی ناوگان تجاری را در محیط‌های عملیاتی گوناگون تنوع بخشیده و آسیب‌پذیری‌های عملیاتی را به فرصت‌هایی برای شکوفایی مبدل ساخته است.

در فرجام سخن، اقدامات قهرآمیز یک‌جانبه با وجود ایجاد چالش‌های مقطعی، نتوانسته‌اند اراده حاکمیتی و پویایی ناوگان تجاری کشورهای هدف را تضعیف نمایند، چرا که ساختار حقوق بین‌الملل دریاها ریشه در آزادی مبادلات و حاکمیت قانون دارد.

ارتقای مداوم استانداردهای فنی، توانمندسازی ساختارهای حقوقی و بیمه‌ای مستقل، تنظیم دقیق قراردادهای حمل و دریانوردی و پیگیری مستمر حقوقی در سازمان‌های بین‌المللی نظیر IMO و مراجع قضایی جهانی، همگی نشان از استحکام، بلوغ و پیروزی اراده حقوقی دریانوردی بر محدودیت‌های ناعادلانه دارند.

این مسیر روشن، پایداری تجارت دریایی، امنیت ناوگان ملی و کرامت دریانوردان را در پهنه گسترده آب‌های بین‌المللی تضمین کرده و جلوه‌ای ماندگار از حاکمیت عدالت بر پهنه دریاها را به نمایش می‌گذارد.

 

 

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.