گسست میان پروپاگاندای واشنگتن و واقعیت روی عرشه

سی نیوز-*تلاش رسانه‌های غربی و مقام‌های آمریکایی برای القای وضعیت عادی در تنگه هرمز با استناد به آمارهایی نظیر تردد شبانه ۳۰ نفتکش  بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های عینی اقتصاد دریاپایه باشد، یک مانور روانی برای مهار قیمت‌های سرسام‌آور انرژی است! تقلیل دادن امنیت یک آبراه راهبردی به صرف «امکان تردد فیزیکی» خطای محاسباتی بزرگی است که صنعت بیمه بین‌المللی و شرکت‌های بزرگ کشتیرانی آن را نمی‌پذیرند. هنگامی که یک آبراه بین‌المللی با ریسک اصابت پرتابه‌های ناشناس روبه‌روست، تردد اجباری یا محدود شناورها نه نشانه ثبات، بلکه گویای استمرار یک وضعیت شکننده است که در آن «هزینه پنهان» تجارت به‌شدت صعود کرده است.

آمارسازی‌ها و واقعیت‌های عمیق بازار

بیایید کمی عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم. پیش از آغاز این تنش‌ها، میانگین تردد روزانه شناورها از تنگه هرمز عددی بین ۱۳۰ تا ۱۴۰ فروند بود. وقتی امروز آمار ۳۰ نفتکش در شب به عنوان یک دستاورد بزرگ معرفی می‌شود، در واقع رسانه‌های غربی فراموش می‌کنند یا عامدانه از یاد می‌برند که این رقم نشان‌دهنده سقوطی نزدیک به هفتاد درصدی در حجم ترانزیت استاندارد این شاهراه حیاتی است.

در دنیای کشتیرانی بین‌المللی مالکان کشتی‌ها و غول‌های انرژی بر اساس میانگین‌های بلندمدت و قابلیت پیش‌بینی حرکت می‌کنند، نه بر اساس آمارهای قطره‌چکانی که بیشتر به یک آمارسازی رسانه‌محور برای آرام کردن بازار قاره سبز و ایالات متحده شبیه‌اند. وقتی بخش عمده‌ای از ظرفیت ترانزیتی منطقه در لاک دفاعی فرو رفته است، چگونه می‌توان از احیای کامل جریان تجارت سخن گفت؟

هزینه پنهان جنگ و بساط پوشش‌های بیمه‌ای

مسئله اصلی برای یک کاپیتان، اپراتور یا شرکت بیمه در لندن این نیست که آیا امکان عبور فیزیکی از یک باریکه آبی وجود دارد یا خیر؛ سوال حیاتی این است که «به چه قیمتی؟» و «با چه تضمینی؟». وقتی گزارش‌های سازمان‌های مرتبط دریایی نشان می‌دهند که یک نفتکش در حال خروج از تنگه در نزدیکی ساحل عمان با پرتابه‌های ناشناس هدف قرار می‌گیرد، عملاً تمام معادلات امنیتی به هم می‌ریزد.

شرکت‌های بیمه جنگی در چنین فضایی حق بیمه‌های نجومی طلب می‌کنند. این پرمیوم‌های سنگین ریسک، خود به تنهایی قیمت تمام‌شده هر بشکه نفت را بالا می‌برند. نفتکشی که از هرمز عبور می‌کند اما با موتورخانه آسیب‌دیده، خدمه نگران و سایه سنگین تهدیدهای ناشناس به مسیر خود ادامه می‌دهد، نماد یک اقتصاد پررونق نیست؛ بلکه تصویر زنده یک زنجیره تأمین گروگان‌گرفته‌شده است که زیر فشار روانی قرار دارد.

شکست مین‌روبی‌های نمایشی و ناکارآمدی حضور فرامنطقه‌ای

واشنگتن در ماه‌های اخیر بارها مدعی شده که عملیات پاک‌سازی مین‌های دریایی را در منطقه به سرانجام رسانده و مسیر را ایمن کرده است. اما حوادث مکرر امنیتی نشان داد که ریشه نااطمینانی در خلیج فارس فراتر از چند مین شناور است. ساختار امنیتی خلیج فارس یک ارگانیسم زنده و بومی است؛ نمی‌شود با آوردن ناوگان‌های بزرگ نظامی از آن‌سوی کره زمین و ایجاد کریدورهای باریک و موقت، انتظار داشت که بازار جهانی به این نمایش امنیتی اعتماد کند. اتفاقاً حضور فیزیکی و مداخله‌جویانه نیروهای فرامنطقه‌ای خودش به کانون اصلی جذابیت برای تنش و حوادث پیش‌بینی‌نشده تبدیل شده است. امنیت هرمز یا باید با همکاری ایران مبتنی بر واقعیت‌های بومی شکل بگیرد یا در فرمت فعلی به شکل یک آتش زیر خاکستر باقی بماند.

واکنش دقیق بازارهای انرژی به لفاظی‌های سیاسی

بازارهای جهانی نفت هیچ‌گاه به شعارها و بیانیه‌های سیاسی اعتماد کورکورانه ندارند. جهش‌های مکرر و چراغ‌های قرمز قیمت نفت در واکنش به کوچک‌ترین رخداد امنیتی در هرمز، نشان می‌دهد که معامله‌گران بازار انرژی بسیار واقع‌بین‌تر از سیاستمداران واشنگتن هستند. آن‌ها می‌دانند که هرمز جایگزین جغرافیایی ندارد. وقتی ضریب اطمینان در این گلوگاه کاهش می‌یابد، کل اقتصاد جهانی تاوان آن را با تورم انرژی می‌پردازد.

در این میدان، راهبرد صبوری و تسلط اشراف اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بر تحولات منطقه ثابت کرده است که بازیگران بومی اشراف کامل بر تحولات دارند و هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های میدانی، نظم دلخواه خود را تحمیل کند.

تا زمانی که شکاف عمیق میان واقعیت‌های میدانی و پروپاگاندهای رسانه‌ای پر نشود، هزینه این نااطمینانی پایدار بر دوش اقتصاد جهان سنگینی خواهد کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.