نقشه راه تهران در پسامحاصره دریایی؛ تثبیت «دست برتر» با سه‌گانه نظامی، حقوقی و اقتصادی

سی نیوز-* پس از ماه‌ها تقابل فرساینده، تبادل آتش و آرایش جنگی در پهنه نیلگون خلیج فارس، انتشار یک پست در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» توسط دونالد ترامپ مبنی بر پایان محاصره دریایی ایران، شوک جدیدی به پایتخت‌های سیاسی جهان و بازارهای بین‌المللی انرژی وارد کرد.

با این حال، ورای لفاظی‌های تند رسانه‌ای و شروط سنگینِ علنی، تحلیلگران راهبردی معتقدند این اقدام ناگهانی واشنگتن نه یک تصمیم یک‌جانبه، بلکه محصول یک «تفاهم و پیش‌نویس توافق پشت پرده» است که با میانجی‌گری کانال‌های منطقه‌ای به دست آمده است. این گزارش، واکاوی دقیقی است از حقیقتِ جاری در میدان و استراتژی هوشمندانه‌ای که تهران در قبال این چرخش تاکتیکی اتخاذ کرده است.

بررسی شواهد میدانی نشان می‌دهد که گزاره «لغو محاصره دریایی»، در واقع کلید آغاز یک آتش‌بس موقت ۶۰ روزه و معامله‌ای پایاپای میان تهران و واشنگتن است. ترامپ که تحت فشار شدید ناشی از اختلال در زنجیره تأمین جهانی، جهش تورم و نوسانات بازار انرژی قرار دارد، تمایل خود را برای پایان این انسداد نشان داده، اما آن را به شروط سنگینی از جمله مین‌روبی فوری آبراه و عدم دریافت عوارض تجاری در تنگه هرمز مشروط کرده است. در مقابل، دستگاه دیپلماسی ایران با اتخاذ یک مواضع محتاطانه، توافق را «نهایی‌نشده» می‌خواند؛ تاکتیکی هوشمندانه تا ابتدا فرآیند رفع محاصره و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده (از جمله ۱۲ میلیارد دلار معروف) در عمل راستی‌آزمایی شود و کشور در تله خوش‌بینی مفرط نیفتد.

کلید طلایی این شطرنج سیاسی در دستان ایران و در جغرافیای راهبردی تنگه هرمز نهفته است؛ شاه‌رگی که عبور روزانه یک‌پنجم نفت مصرفی جهان را تضمین می‌کند و تسلط میدانی بر آن، بزرگ‌ترین کارت بازی تهران محسوب می‌شود. ایران در این سناریو منفعل نیست، بلکه دکترین «دیپلماسی پنهان و آمادگی نظامی در میدان» را پیش می‌برد. از یک سو، با پذیرش تاکتیکی این تنفس ۶۰ روزه، به دنبال تخلیه فوری  بشکه های نفتِ انبار شده روی آب و تزریق ارز به بازار داخلی است و از سوی دیگر، بزرگ‌ترین زیرکی را به خرج داده و موضوع بازگشایی خلیج فارس را از پرونده کلان هسته‌ای جدا کرده است؛ یعنی شرط ترامپ برای نابودی ذخایر اورانیوم غنی‌شده را رد و آن را به آینده موکول کرده است.

گام‌های بعدی ایران در لایه‌های نظامی، حقوقی و اقتصادی باید با صلابت تنظیم شود. در لایه نظامی، فرآیند پاک‌سازی مین‌های دریایی یا تأمین امنیت خطوط کشتیرانی نباید به عنوان امتیازی رایگان واگذار شود، بلکه باید قدم‌به‌قدم و متناظر با عقب‌نشینی ناوگان دریایی آمریکا از منطقه انجام گیرد تا دستِ برتر نظامی ایران در خلیج فارس سست نشود. در لایه حقوقی، اگرچه طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی، تنگه هرمز مشمول «حق عبور ترانزیت» است، اما ایران باید حق خود را برای دریافت هزینه‌های تأمین امنیت، راهنمایی کشتی‌ها (Pilotage) و خسارت‌های زیست‌محیطی به عنوان اهرم حاکمیتی حفظ کند. همزمان، بحران اخیر یک درس بزرگ اقتصادی را دیکته کرد؛ اینکه تهران باید فوراً پایانه نفتی «جاسک» در دریای عمان (بیرون از تنگه هرمز) را به ظرفیت صددرصدی برساند تا برای همیشه ابزار تحریم دریایی را از دست واشنگتن خارج کند.

در تحلیل نهایی، چرخش تاکتیکی ترامپ یک مانور سیاسی برای آرام کردن بازارهای داخلی آمریکا است، اما برای ایران، تنگه هرمز بیمه‌نامه بقای اقتصادی و سیاسی کشور است. همان‌طور که مقامات ارشد نظام تاکید کرده‌اند، «برنده توافق کسی است که روز بعد از امضا، برای جنگ آماده‌تر باشد». استراتژی بهینه اتاق فکر تهران در این پیچ تاریخی، اصرار بر اصل «همزمانی گام‌ها» و حفظ چنگ و دندان نظامی تا آخرین ثانیه است. ایران با این فرمول، بدون واگذاری کارت اصلی خود، در حال خریدن زمان و کسب امتیازات ملموس اقتصادی است؛ جابجایی هوشمندانه‌ای که دستِ پر قدرت کشور را در هرگونه مذاکره جامع آینده حفظ خواهد کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.