عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؛«جنگ»موتور توسعه کریدورهای زمینی را روشن کرد
سی نیوز-*در سالهای نهچندان دور و در شرایطی که سایه امنیت نسبی بر آبراههای جنوبی سنگینی میکرد، استراتژی لجستیکی ایران در نوعی «خواب زمستانی» فرو رفته بود. در آن روزهای عادی، بنادر و مسیرهای دریایی چنان در کانون توجه بودند که پروژههای کریدوری زمینپایه، تنها به عنوان گزینههایی فانتزی یا در بهترین حالت، پروژههایی عمرانی با افقهای زمانی نامعلوم دیده میشدند. کمتر سیاستگذاری در بدنه اجرایی کشور، ضرورت حیاتی اتصال ریلی شمال به جنوب را با پوست و گوشت خود لمس میکرد؛ چرا که مسیرهای سنتی آبی، ارزانتر و در دسترستر به نظر میرسیدند و کسی به دنبال دردسرهای عظیم بودجهای و اجرایی برای عبور از کوهها و بیابانها نبود.
اما حقیقت تلخ ژئوپلیتیک زمانی آشکار شد که سایه ناامنی و محاصره بر دریا سنگینی می کند. در میانه تنشهای اخیر، مشخص شد که تکیه صرف بر بنادر و آبراههای جنوبی، پاشنه آشیل بزرگی برای امنیت اقتصادی کشور است. تحولات اخیر نشان داد که پروژههای نیمهجانی نظیر راهآهن رشت ـ آستارا و محور ریلی چابهار ـ زاهدان، از حاشیه به متن و از یک پروژه صرف عمرانی به یک راهبرد برای بقای اقتصادی تبدیل شدند.
این فشارها، تهران را به این جمعبندی راهبردی رساند که تجارت ملی نباید تمام تخممرغهای خود را در سبد خلیج فارس و تنگه هرمز بگذارد. کریدور شمال ـ جنوب که سالها در پیچ و خم بروکراسی گرفتار بود، ناگهان به اولویت شماره یک تبدیل شد؛ مسیری که نه تنها ایران را به روسیه و اروپا پیوند میدهد، بلکه جایگاه کشور را از یک صادرکننده ساده به «هاب ترانزیتی اوراسیا» ارتقا میبخشد. در واقع، تهدیدهای دریایی باعث شد نگاه سنتی «اقتصاد بندری» جای خود را به «اقتصاد کریدوری» بدهد؛ مدلی که در آن بنادر ، ریلها و جاده ها به عنوان یک منظومه یکپارچه و تفکیکناپذیر تعریف میشوند.
نکته جالب اینجاست که این فشارها، نگاه بازیگران بینالمللی را هم تغییر داد. روسیه و چین که زمانی با احتیاط به مسیرهای زمینی ایران مینگریستند، اکنون تحت فشار تحریمهای غربی و ناامنیهای دریایی، به دنبال امنترین و کوتاهترین راه برای تجارت با غرب آسیا هستند و ایران را گزینهای بیبدیل یافتهاند. این همان جایی است که باید اعتراف کرد که این جنگ، کاتالیزور توسعهای شد که در زمان صلح و آرامش، با سرعتی لاکپشتی پیش میرفت.
در نهایت، تاریخ لجستیک ایران گواهی خواهد داد که فشارهای خارجی، برخلاف نیت طراحان آن، باعث بیداری ظرفیتهای خفته سرزمینی ما شد. پروژههایی که دیروز در حسرت بودجه بودند، امروز با شتابی بیسابقه به سمت تکمیل حرکت میکنند تا جغرافیای قدرت ایران را در قلب تجارت جهانی بازنویسی کنند. امروز میتوان با نگاهی به کارگاههای فعال عمرانی در دل جادهها و کوهها، این حقیقت شیرین را لمس کرد که در پهنه استراتژی ایران، براستی «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»؛ چرا که فشار بر دریا، موتور توسعه زمینی را روشن کرد که دیگر به این سادگیها خاموش نخواهد شد.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.