آناتومی نرخ‌‌گذاری «بیمه جنگ» در خلیج فارس

سی‌نیوز | افزایش تنش‌های نظامی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینه تردد کشتی‌های تجاری را با چالش‌های تازه‌ ای رو به‌ رو کرده است. در این میان ، بیمه جنگ به یکی از عوامل مؤثر بر هزینه حمل‌ونقل دریایی تبدیل شده؛ هزینه‌ای که گاه برای یک سفر به صدها هزار دلار می‌رسد. اما این مبالغ چگونه تعیین می‌ شوند و چه نهادی درباره میزان حق بیمه جنگ کشتی‌ ها تصمیم می‌گیرد؟

نام بازار بیمه لویدز لندن در بسیاری از خبرهای مربوط به افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها در مناطق جنگی دیده می‌شود. با این حال، بررسی سازوکار این بازار نشان می‌دهد نهادی که مناطق پرخطر دریایی را شناسایی می‌کند، لزوماً همان نهادی نیست که برای بیمه کشتی‌ها قیمت تعیین می‌کند.

کمیته مشترک جنگ یا JWC یکی از مراجع شناخته‌شده در بازار بیمه دریایی است که با مشارکت نمایندگان بیمه‌گران لویدز لندن و اتحادیه بین‌المللی بیمه‌گران فعالیت می‌کند. این کمیته با بررسی شرایط امنیتی آبراه‌ها و مسیرهای تجاری، فهرستی از مناطق دارای خطر افزایش‌یافته منتشر می‌کند تا بیمه‌گران و فعالان کشتیرانی از مخاطرات احتمالی تردد در این مناطق آگاه شوند.

نکته مهم آن است که این کمیته برخلاف تصور رایج، نرخ حق بیمه جنگ را تعیین نمی‌کند. مطابق توضیحات رسمی انجمن بازار لویدز لندن، وظیفه کمیته مشترک جنگ شناسایی مناطق پرخطر است و مبلغی که مالکان کشتی برای پوشش خطرات جنگی می‌پردازند، از طریق ارزیابی بیمه‌گران و مذاکره بر سر شرایط قرارداد مشخص می‌شود.

خلیج فارس پرخطر است؛ اما نرخ بیمه برای همه یکسان نیست

در فهرست منتشرشده کمیته مشترک جنگ ، نام ایران و محدوده‌هایی از خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان در میان مناطق دارای خطر افزایش‌ یافته دیده می‌شود. این فهرست همچنین بخش‌هایی از دیگر مسیرهای مهم تجارت دریایی منطقه را در بر می‌گیرد.

قرار گرفتن یک مسیر در چنین فهرستی به معنای ممنوعیت تردد کشتی‌ها یا توقف خودکار پوشش بیمه‌ای آنها نیست، بلکه به بیمه‌گران هشدار می‌ دهند عبور از آن محدوده با مخاطرات بیشتری همراه است و ممکن است به دریافت حق بیمه اضافی نیاز داشته باشد.

به همین دلیل، انتشار خبری درباره افزایش نرخ بیمه جنگ در یک منطقه، الزاماً به این معنا نیست که تمام کشتی‌های عبوری از آن مسیر با نرخ یکسانی بیمه می‌شوند.

هزینه بیمه جنگ فقط به خطر حمله بستگی ندارد

افزایش خطر حملات نظامی و ناامنی مسیرهای دریایی طبیعتاً یکی از دلایل بالا رفتن هزینه بیمه جنگ است؛ با این حال، همه ماجرا به احتمال وقوع حادثه محدود نمی‌شود.

بازار بیمه دریایی نیز مانند دیگر بازارهای تجاری، از میزان عرضه و تقاضا، ظرفیت مالی شرکت‌های بیمه و تمایل آنها به پذیرش خطر تأثیر می‌پذیرد. زمانی که شمار بیمه‌گران مایل به پوشش یک مسیر کاهش پیدا می‌کند یا شرایط بیمه اتکایی دشوارتر می‌شود، هزینه دریافت پوشش می‌تواند افزایش یابد؛ حتی اگر شرایط امنیتی برای همه کشتی‌ها یکسان باشد.

در مقابل، رقابت میان بیمه‌گران و تفاوت در ارزیابی خطر ممکن است به ارائه نرخ‌های متفاوت منجر شود.

این مسئله پرسش مهمی را پیش روی فعالان صنعت کشتیرانی قرار می‌دهد؛ چه میزان از افزایش حق بیمه جنگ ناشی از تهدیدات واقعی در دریاست و چه میزان به شرایط تجاری بازار بیمه مربوط می‌شود؟

پاسخ دقیق به این پرسش بدون دسترسی به نرخ‌های پیشنهادی شرکت‌های بیمه و جزئیات قراردادها ممکن نیست، اما روشن است که قرار گرفتن نام یک منطقه در فهرست کمیته مشترک جنگ، به‌تنهایی توضیح‌دهنده تمام افزایش هزینه‌های بیمه نیست.

آیا کشتی‌ها همچنان می‌توانند برای عبور از هرمز بیمه شوند؟

یکی دیگر از موضوعاتی که در گزارش‌های مربوط به جنگ خلیج فارس گاه با ابهام همراه است، تفاوت میان افزایش هزینه بیمه و لغو کامل پوشش بیمه جنگ است.

انجمن بازار لویدز لندن در اطلاعیه‌ای  اعلام کرده بود که برخلاف برخی برداشت‌ها، امکان ارائه پوشش بیمه جنگ برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز در بازار لندن همچنان وجود دارد.

بر اساس توضیحات این انجمن، برخی بیمه‌گران ممکن است در پی تشدید خطرات، شرایط قبلی قرارداد را لغو یا برای بازنگری اعلام کنند تا پوشش جدید با نرخ و شرایط متناسب با وضعیت روز ارائه شود.

بنابراین دریافت اطلاعیه لغو پوشش لزوماً به معنای محروم شدن کامل کشتی از بیمه نیست. البته این موضوع تضمین نمی‌کند که هر کشتی، با هر شرایط و تابعیتی، بتواند پوشش مورد نیاز خود را دریافت کند.

هزینه‌ای که از کشتی فراتر می‌رود

اهمیت افزایش بیمه جنگ زمانی آشکارتر می‌شود که تأثیر آن را بر تجارت و زنجیره تأمین کالا در نظر بگیریم.حق بیمه اضافی جنگ در ظاهر هزینه‌ای است که برای پوشش خطرات یک کشتی پرداخت می‌شود، اما پیامد آن می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد. شرکت کشتیرانی برای جبران افزایش هزینه‌های خود ممکن است ناچار به بازنگری در نرخ حمل شود و این هزینه، بسته به شرایط قرارداد، به صاحبان کالا و در نهایت به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل شود.

برای کشوری مانند ایران که بخش قابل توجهی از تجارت خارجی آن به حمل‌ونقل دریایی وابسته است، افزایش هزینه بیمه و کاهش دسترسی به پوشش‌های بین‌المللی می‌تواند بر رقابت‌پذیری بنادر و فعالیت شرکت‌های کشتیرانی اثر بگذارد.

این موضوع برای شرکت‌های خصوصی کوچک و متوسط حساسیت بیشتری دارد. چنین شرکت‌هایی معمولاً در مقایسه با مجموعه‌های بزرگ، منابع مالی محدودتر و قدرت چانه‌زنی کمتری در برابر هزینه‌های ناگهانی دارند. افزایش حق بیمه، طولانی شدن زمان انتظار کشتی‌ها و دشواری تأمین پوشش مناسب می‌تواند فشار مضاعفی بر فعالیت آنها وارد کند.

از سوی دیگر، نباید مشکلات ناشی از تحریم‌ها و محدودیت دسترسی شرکت‌های ایرانی به بازار جهانی بیمه را با افزایش خطرات جنگی یکسان دانست. این دو موضوع اگرچه ممکن است هم‌زمان بر فعالیت یک شرکت اثر بگذارند، اما منشأ و سازوکار متفاوتی دارند.

در چنین شرایطی، تقویت ظرفیت بیمه و بیمه اتکایی داخلی، توسعه راهکارهای قانونی برای پوشش خطرات دریایی و حمایت از شرکت‌های خصوصی فعال در زنجیره حمل‌ونقل، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

آنچه از بررسی ساختار بیمه جنگ دریایی برمی‌آید، این است که اعلام پرخطر بودن یک مسیر با تعیین هزینه بیمه آن تفاوت دارد. کمیته مشترک جنگ می‌تواند خلیج فارس یا تنگه هرمز را در فهرست مناطق پرخطر قرار دهد، اما این بیمه‌گران هستند که درباره پذیرش خطر و مبلغ حق بیمه تصمیم می‌گیرند.

از همین رو، در کنار توجه به تحولات امنیتی منطقه، بررسی شیوه قیمت‌گذاری بیمه جنگ و میزان شفافیت آن نیز برای صنعت کشتیرانی ایران ضروری است؛ چراکه پیامد این تصمیم‌ها تنها متوجه مالکان کشتی نیست و می‌تواند بر هزینه تجارت خارجی و قیمت تمام‌شده کالا نیز اثر بگذارد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.