آینده کریدورهای حمل‌ونقل و مسیرهای تأمین ایران در سناریوی تداوم محاصره دریایی

به گزارش سی نیوز، این یادداشت در شماره ۹۴ نشریه تخصصی دریایی و بندری «بایندر»، به قلم مهندس پیمان شریفی منتشر شده است.

به قلم پیمان شریفی
به قلم پیمان شریفی

تداوم جنگ و محدودیت دریایی، مسئله تأمین ایران را از اختلال بندری به ضرورت بازطراحی شبکه تجارت تبدیل کرده است. مسئله فقط عبور کشتی از هرمز نیست؛ تحریم‌های ثانویه، پرداخت و تسویه، بیمه جنگ، پذیرش خطوط کشتیرانی و دسترسی به کانتینر نیز بر هزینه و زمان تحویل اثر می‌گذارند. بنابراین، باز بودن بندر یا وجود خط‌آهن، به‌تنهایی به معنای تأمین پایدار نیست.
هر مسیر جایگزین باید هم‌زمان ظرفیت واقعی و زمان‌بندی‌شده، عبور مرزی و گمرکی قابل‌پیش‌بینی، امکان پرداخت، تجهیزات کافی و پذیرش محموله در ادامه شبکه را داشته باشد. هزینه آن نیز فقط کرایه نیست؛ بیمه، توقف، انبارداری، برگشت کانتینر و سرمایه در گردش باید محاسبه شوند. پاسخ پایدار، جایگزینی دریا با یک کریدور زمینی واحد نیست؛ بلکه تشکیل «سبد مسیرهای مکمل» دریایی، ریلی و جاده‌ای با امکان تغییر عملیاتی مسیر است.
رفتار خطوط بزرگ کشتیرانی در بحران نیز همین منطق را نشان می‌دهد: توقف رزرو، انحراف به بنادر امن‌تر و سپس بازگشایی انتخابی با ترکیب «دروازه امن، پل زمینی، شناور فیدری و حمل داخلی». این شبکه ادامه تجارت را ممکن می‌کند، اما هزینه‌های اضطراری و حساسیت به اسناد و زمان‌بندی را افزایش می‌دهد؛ تأخیر اسنادی می‌تواند به از دست رفتن ظرفیت رزروشده کمیاب منجر شود.

کریدورها؛ مکمل یکدیگر، نه جایگزین کامل دریا

محور چین–آسیای مرکزی برای کالاهای صنعتی، قطعات و مواد اولیه با ارزش بالاتر اهمیت دارد، اما با محدودیت واگن، تفاوت استانداردهای ریلی و ظرفیت مرزها و ترمینال‌ها روبه‌روست. محور شمالی، قفقاز و کاسپین برای تجارت اوراسیا ارزشمند است، ولی تعدد مرزها و تغییر شیوه حمل، آن را به مسیر مکمل تبدیل می‌کند. محور ترکیه–اروپا نیز با خطر افزایش کرایه، صف مرزی و کمبود ناوگان مواجه است و به توسعه حمل ریلی و ترکیبی نیاز دارد. محور پاکستان–چابهار–تفتان، با محدودیت زیرساخت ریلی و مرزی، در کوتاه‌مدت بیشتر برای اقلام منتخب مناسب است.
چابهار به دلیل دسترسی به اقیانوس هند بدون عبور از هرمز مزیت دارد، اما مصون از گسترش کنترل دریایی، توقیف یا محدودیت بیمه نیست. ارزش آن زمانی افزایش می‌یابد که اتصال ریلی و جاده‌ای، دپو و محوطه کانتینری، ذخیره سوخت و سامانه‌های گمرکی و اسنادی پشتیبان هم‌زمان تقویت شوند.
چهار سناریو برای ۱۲ تا ۳۶ ماه آینده
سناریوی اول؛ محاصره محدود اما پایدار: تجارت متوقف نمی‌شود، اما به سمت کالاهای ضروری و با ارزش بالاتر و مسیرهای زمینی و ریلی می‌رود. پیامد، حجم کمتر، هزینه بیشتر و زمان تأمین طولانی‌تر است. شرکت‌ها باید حمل چندوجهی و مسیر اضطراری ارائه کنند و واردکنندگان، موجودی اطمینان اقلام حیاتی را افزایش دهند.
سناریوی دوم؛ گسترش کنترل به دریای عمان: افزایش ریسک در چابهار و سواحل خارج هرمز، فشار بر مسیرهای زمینی و کاسپین را تشدید می‌کند؛ ظرفیت آنها جایگزین کل تجارت دریایی نیست. اولویت‌بندی کالا ضروری می‌شود و دارو، غذای ضروری، قطعات زیرساختی، مواد اولیه راهبردی و محموله‌های یخچالی حساس باید ظرفیت رزروشده تضمین‌شده داشته باشند. کالاهای حجیم کم‌ارزش بیشترین فشار را تحمل می‌کنند.
سناریوی سوم؛ بازگشایی مقطعی و ناپایدار: خطر اصلی، تصور بازگشت به شرایط عادی و کنار گذاشتن مسیر پشتیبان است. حتی هنگام بازگشایی دریا باید ظرفیت موازی زمینی و ریلی حفظ شود؛ هزینه این ظرفیت، بهای تاب‌آوری در برابر بسته‌شدن دوباره مسیر است.
سناریوی چهارم؛ کاهش تنش و عادی‌شدن نسبی: حمل دریایی به‌تدریج مزیت اقتصادی خود را بازیابی می‌کند، اما شبکه ریلی، بنادر خشک و مرزهای کارآمد همچنان برای ترانزیت چندجهتی ارزش دارند. خطر، سرمایه‌گذاری در مسیرهایی است که فقط در بحران توجیه دارند؛ پروژه‌ها باید در صلح نیز رقابت‌پذیر باشند.

وظیفه شرکت‌ها و اولویت سیاست‌گذار

شرکت‌های نمایندگی کشتیرانی و حمل‌کنندگان عمومی بدون مالکیت کشتی باید از فروش صرف نرخ بندر‌به‌بندر به طراحی حمل چندوجهی، مدیریت تغییر مقصد، هماهنگی فرامرزی و مدیریت تجهیزات حرکت کنند. واردکنندگان باید اقلام حیاتی را شناسایی، برای آنها تأمین و مسیر دوگانه تعریف و مسئولیت‌ها در مسیر جایگزین را در قرارداد روشن کنند؛ زمان تأمین نیز باید به‌صورت دامنه مدیریت شود، نه عدد ثابت. صادرکنندگان به تجمیع محموله، بازارهای نزدیک‌تر و ظرفیت برگشت توجه کنند.
برای کانتینرهای یخچالی، برق و قابلیت اتکای زمان‌بندی و برای کالاهای خطرناک، پذیرش، جداسازی و اسناد اهمیت ویژه دارند؛ ارزیابی مستقل مسیر و برنامه جایگزین باید پیش از رزرو انجام شود. مدیریت داده‌محور موجودی، محل، تعمیر و گردش کانتینرها نیز ضروری است؛ کمبود یا انباشت تجهیزات می‌تواند مسیر موجود را عملاً ناکارآمد کند.
اولویت کشور باید سبد کریدورها با دست‌کم دو مسیر قابل‌فعال‌سازی برای هر گروه کالایی باشد: قطارهای برنامه‌ای و ظرفیت رزروشده حیاتی، بنادر خشک مجهز به گمرک، بازرسی، تعمیر و برق کانتینر یخچالی، سامانه مشترک رصد موجودی و وضعیت ایمنی کانتینرها و توافق‌های مرزی شبانه‌روزی همراه با تبادل داده. طراحی مسیر نیز باید از ابتدا با پرداخت و بیمه هماهنگ باشد.
هدف حداقل ۴۰ میلیون تن ترانزیت سالانه و پنجره واحد ماده ۵۷ برنامه هفتم باید به برنامه‌ای عملیاتی برای اتصال گمرک، بندر، راه‌آهن و سایر دستگاه‌ها تبدیل شود. معیار موفقیت، فقط تن عبوری نیست؛ زمان و نوسان تحویل، توقف مرزی، از دست رفتن اتصال، هزینه جابه‌جایی کانتینر خالی، خسارت و انحراف دمای محموله نیز باید سنجیده شوند.
افزایش درآمد لجستیکی در بحران لزوماً رونق نیست؛ بخشی از آن افزایش هزینه مبادله است. اولویت با پروژه‌هایی مانند دیجیتال‌سازی مرز، کاهش توقف، تعمیر و بازرسی کانتینر و بنادر خشک است که در جنگ و صلح ارزش ایجاد می‌کنند. این سناریوها پیش‌بینی قطعی نیستند و برنامه‌ها باید با تغییر امنیت، بیمه و ظرفیت مسیر بازتنظیم شوند.
آینده تجارت ایران در تداوم محاصره، نه خاموشی کامل است و نه جایگزینی کامل دریا با ریل؛ بلکه شبکه‌ای کم‌حجم‌تر، گران‌تر، چندبخشی‌تر و حساس‌تر به اسناد و زمان‌بندی خواهد بود. تاب‌آوری زمانی شکل می‌گیرد که انتخاب میان جنوب، شرق، غرب و کاسپین عملیاتی باشد؛ وگرنه بار فقط از یک گلوگاه به گلوگاه دیگر منتقل می‌شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.