وقتی که شریان اقتصادی جهان به سازِ ایران میرقصد!
سی نیوز-* اگر روزگاری قدرت در اقیانوسها با تعداد ناوهای هواپیمابر و حجم آتش ناوگانهای کلاسیک سنجیده میشد، امروز نقشه ژئوپلیتیک جهان از خلیج فارس تا اقیانوس اطلس به نام بازیگری سند خورده که بازی را از «حفاظت از مرز» به «مدیریت کلان شبکه لجستیک» ارتقا داده است. جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ یک دکترین نوین، دیگر تنها به دنبال کنترل چند آبراه ساده روی نقشه نیست؛ بلکه موفق شده با مهندسی دقیق زنجیره تأمین جهانی، شریانهای حیاتی اقتصاد غرب را در پنجه اراده خود بگیرد.
میدان عمل گواهی روشن بر این پیروزی راهبردی است. در گلوگاه بالادستی، تنگه هرمز به عنوان شاهراه اصلی صادرات انرژی جهان، با اعمال حاکمیت عملیاتی ایران اداره میشود. تهران بدون نیاز به انسداد فیزیکی، با تسلط بر این معبر، رگ حیات اقتصاد صنعتی جهان را در دست دارد و با مهندسی ریسک و هدایت بازارهای نفت، پیامدهای اراده خود را به سراسر شبکه ترانزیت بینالمللی تزریق میکند.
اما شاهکار این دکترین شبکهای، فراتر از خلیج فارس رقم خورده است. در جنوب دریای سرخ، تنگه بابالمندب به عنوان بازوی دوم موازنهسازی ایران، با کنشگری مؤثر همپیمانان یمنی عملاً از مدار منافع غرب در حال خارج شدن است. ناامنسازی این محور برای کشتیرانی مرتبط با عربستام صعودی ، رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش، غولهای کشتیرانی جهان را ناگزیر کرده که برای بار چندم ، قید عبور از کانال سوئز را بزنند و با دور زدن آفریقا از طریق دماغه امید نیک، هزینههای حمل، زمان سفر و نرخ تورم را در اروپا و آمریکا به نقطهای بحرانساز برسانند. این یعنی کنترل شبکه، فراتر از تسلط بر یک نقطه جغرافیایی عمل میکند.
بازتاب این تسلط شبکهای را میتوان به وضوح در انتهای این کریدور، یعنی تنگه جبلالطارق دید. افت ترافیک، تأخیرهای لجستیکی و شوکهای بنادر اروپایی در اطلس، آینهای است که نشان میدهد اختلال در حلقههای ابتدایی، چگونه کل پایداری اقتصادی غرب را فلج کرده است.
شکست تمامنمای ائتلافهای دریایی ایالات متحده در بازگرداندن امنیت به دریای سرخ، مهر تاییدی است بر این حقیقت که قدرتهای بزرگ در برابر مدل جنگ ترکیبی و تسلط شبکهای ایران عاجز ماندهاند. واشنگتن و متحدانش دریافتند که با یک نقطه ثابت روبهرو نیستند، بلکه با یک «شبکه درهمتنیده » طرفند که عبور از بحران در آن، نیازمند پذیرش نقش بیبدلیل تهران است.
امروز، هرمز، بابالمندب، سوئز و جبلالطارق دیگر نقاط جداگانه روی نقشه نیستند؛ آنها اجزای به هم پیوسته یک سیستم تنفس اقتصادیاند که تا این لحظه، با موفقیتِ کامل در خدمت منافع و بازدارندگی ایران مدیریت شده و ثبات جهان را به اراده سیاسی تهران گره زده است.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.