توهم عبور از هرمز با لولههای نفتی! امارات در یک بنبست ژئوپلیتیکی
سی نیوز-* اعلام ضربالاجل دولت امارات به شرکت ملی نفت ابوظبی برای تسریع در ساخت خط لوله «غرب به شرق» ، بار دیگر موجی از پروپاگاندای رسانهای را درباره «عبور امارات تنگه هرمز» به راه انداخته است. در ظاهر بوقهای تبلیغاتی غرب و شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس اینگونه وانمود میکنند که با این شاهراه لوله ای جدید، شریان حیاتی انرژی منطقه برای همیشه از زیر سایه اشراف ایران خارج میشود. اما ناظران ارشد انرژی و تحلیلگران نظامی معتقدند این پروژه میلیارد دلاری، بیشتر یک مسکّن موقت، گرانقیمت و ویترینی است که در برابر واقعیتهای سرسخت ژئوپلیتیک، کارایی چندانی نخواهد داشت؛ چرا که جغرافیا را نمیتوان با خطوط لوله بازنویسی کرد.
بزرگترین مغالطه زیرپوستی در مانور تبلیغاتی امارات، نادیده گرفتن ماهیت سبد صادراتی این کشور است. خط لوله جدید ابوظبی صرفاً برای انتقال نفت خام طراحی شده، در حالی که بخش عمدهای از ثروت و سرمایهگذاریهای اخیر امارات در سواحل خلیج فارس، معطوف به فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی و از همه مهمتر گاز طبیعی مایع (LNG) است. میلیونها تن محصول فرآوریشده پالایشگاهی اساساً خط لولهای برای انتقال به فجیره ندارند و برای خروج از منطقه، همچنان ۱۰۰ درصد به امنیت و باز بودن تنگه هرمز وابستهاند؛ این یعنی وابستگی ساختاری امارات به این شاهراه حیاتی هرگز قطع نخواهد شد.
از سوی دیگر مقامات ابوظبی دچار یک خطای محاسباتی فاحش در حوزه امنیت نظامی شدهاند. تئوریسینهای اماراتی تصور میکنند با کشیدن لوله به دریای عمان، خود را از محدوده خطر خارج کردهاند، اما از دیدگاه استراتژیک بندر فجیره و آبهای ساحلی آن کاملاً تحت اشراف، رصد و تسلط پهپادی، موشکی و دریایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. در صورت بروز هرگونه بحران فراگیر منطقهای این بندر ساحلی به عنوان یک هدف ثابت و انباشته از مخازن سوخت، به شدت آسیبپذیرتر از ناوگان متحرک در دریا خواهد بود و امنیت آن عملاً به اراده تهران گره خورده است. حتی از نظر ظرفیت نیز این خط لوله با سقف انتقال محدود خود در برابر هدفگذاری تولید ۵ میلیون بشکهای امارات، باز هم این کشور را ناچار میکند بخشی از نفت خام خود را روانه تنگه هرمز کند.
در این میان کارشناسان معتقدند امارات به جای اتلاف بودجههای نجومی برای احداث خطوط لوله طولانی از میان صحراهای سوزان و کوههای ناهموار شرقی، یک جایگزین به مراتب ارزانتر، امنتر و پایدارتر در اختیار دارد: «همکاری راهبردی و ترانزیتی با ایران». فاصله اندک بنادر نفتی امارات تا سواحل جنوبی ایران، یک فرصت بینظیر اقتصادی را پیش روی ابوظبی میگذارد تا با سرمایهگذاری مشترک در سواحل مکران، نفت خود را از طریق شبکه امن خطوط لوله ایران به بازارهای جهانی منتقل کند. این سناریوی برد-برد، انگیزه تهران را برای تأمین امنیت این شاهراه صدچندان میکند و ریسکهای ژئوپلیتیکی امارات را به صفر نزدیک میسازد.
در نهایت جغرافیا تغییرناپذیر است و ایران همسایه دائمی و مقتدر امارات متحده عربی باقی خواهد ماند. این نوع پروژه ها شاید در کوتاهمدت یک پز رسانهای و ابزار مانور سیاسی برای مقامات ابوظبی باشد، اما واقعیتهای میدان ثابت میکند که یک «خط لوله» هرگز جایگزین یک «تنگه بینالمللی» نخواهد شد. امارات دیر یا زود به این درک راهبردی خواهد رسید که کلید امنیت پایدار انرژیاش در پایتختهای غربی یا بنادر دورافتاده نیست، بلکه در تعامل سازنده، همگرایی منطقهای و گره زدن منافع اقتصادی خود با قدرت اول خلیج فارس، یعنی ایران نهفته است.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.