هرمز، فراتر از گلوگاه نفتی؛اعتراف به نقش تنظیمگری ایران در بازار جهانی فله
سی نیوز-*گزارش اخیر انجمن جهانی «بیمکو» بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی صرف باشد، اعترافی ناخواسته به تثبیت جایگاه برتر جمهوری اسلامی ایران در مدیریت حیاتیترین آبراه بینالمللی است. امروز دیگر سخن تنها بر سر بشکههای نفت نیست؛ بلکه آمارهای رسمی نشان میدهند که ایران با اشراف کامل بر تنگه هرمز، عملاً «اتاق فرمان» زنجیره تأمین کالاهای اساسی و بازار فله خشک جهان را در اختیار دارد.نفوذ راهبردی ایران در این گلوگاه به قدری تعیینکننده شده است که هرگونه معادله اقتصادی در سطح بینالملل، بدون در نظر گرفتن امنیت مدنظر تهران، به بنبست محاسباتی منجر خواهد شد.
در حالی که نام تنگه هرمز همواره با جریان انتقال نفت و گاز گره خورده است، گزارش جدید «بیمکو» (BIMCO) پرده از واقعیت جدیدی برمیدارد که نشان میدهد این آبراه راهبردی اکنون به «نقطه سرنوشت» بازار فله خشک جهان تبدیل شده است.دادههای این نهاد بینالمللی حاکی از آن است که حدود ۴ درصد از کل محمولههای فله خشک و تقاضای «تن-مایل» جهانی از این معبر عبور میکند.اکنون سایه اختلال بر این گلوگاه نه تنها یک بحران منطقهای ، بلکه تهدیدی مستقیم برای رشد بازار جهانی تا سال ۲۰۲۷ به شمار میرود که میتواند زنجیره تأمین کالاهای اساسی از غلات تا سنگآهن را با سکتهای بلندمدت مواجه کند.
وضعیت فعلی در خلیج فارس نشاندهنده یک «سکته ناقص»در جریان سیال تجارت دریایی است؛ جایی که نزدیک به ۲۱۰ فروند کشتی فلهبر، معادل یک درصد از کل ناوگان جهانی، در میان تنشها متوقف یا سرگردان شدهاند. این زمینگیری اجباری فراتر از یک تأخیر ساده آرایش لجستیکی خطوط کشتیرانی را برهم زده و هزینههای عملیاتی را به شکلی تصاعدی افزایش داده است.
تحلیلگران بر این باورند که این وضعیت، پیشدرآمدی بر یک رکود تحمیلی است که در صورت عدم تغییر، رشد تقاضا را در سالهای آتی به حداقل ممکن (زیر یک درصد) سرکوب خواهد کرد.
بیمکو با ترسیم دو سناریوی متفاوت، آینده این صنعت را به امنیت هرمز گره زده است. در یک سناریو که بر تداوم تنشها استوار است، بازار فله خشک تا سال ۲۰۲۷ رشد بسیار ناچیزی را تجربه خواهد کرد که به معنای عقبماندن از شاخصهای توسعه اقتصادی است. اما در مقابل، بازگشت ثبات میتواند جهشی ۲.۵ واحد درصدی در رشد بازار ایجاد کند. این شکاف عمیق نشان میدهد که امنیت این آبراه، دیگر صرفاً یک موضوع نظامی نیست، بلکه متغیری حیاتی است که میتواند مرز بین شکوفایی و رکود در تجارت جهان را تعیین کند.
با این حال، پارادوکس عجیبی در افق این صنعت دیده میشود؛ در حالی که تقاضا زیر تیغ بحرانهای ژئوپلیتیک قرار دارد، بخش عرضه به دلیل ورود کشتیهای غولپیکر جدید «پاناماکس» و «سوپراماکس» به مسیر رشد خود ادامه میدهد. این ناترازی میان تقاضای سرکوبشده و ناوگان در حال گسترش، مالکان کشتی را در معرض خطر «مازاد ظرفیت» قرار داده است. اگر گره هرمز باز نشود، ورود این کشتیهای نوظهور به جای تزریق خون تازه، تنها به اشباع بازار و سقوط نرخهای کرایه منجر خواهد شد که ضربهای مهلک به سودآوری غولهای کشتیرانی جهان است.
این وضعیت نشان میدهد که تنگه هرمز اکنون به «دماسنج اقتصاد جهانی» تبدیل شده و هرگونه نوسان در آن، کل پیکره تجارت بینالملل را از شرق تا غرب تحت تأثیر قرار میدهد.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.