ریسک اقتصادی صیادان شمال!
سی نیوز-* با آغاز فصل صید ماهیان استخوانی در سواحل جنوبی دریای کاسپین، آمارها از افزایش نسبی میزان صید نسبت به سال گذشته خبر میدهند. این رشد، اگرچه میتواند بهعنوان نشانهای مثبت تلقی شود، اما تصویر واقعی وضعیت صیادان شمال کشور را بازتاب نمیدهد. واقعیت این است که صیادان با مشکلات ساختاری، اقتصادی و محیطزیستی گستردهای مواجه هستند که حتی بهبود نسبی صید نیز نتوانسته فشارهای معیشتی و حرفهای آنان را کاهش دهد.
یکی از مهمترین مسائلی که کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته، وابستگی کامل صیادان به درآمد حاصل از صید است. در بسیاری از مناطق، صیادان هیچ منبع درآمد جایگزین ندارند و وقتی شرایط دریا اجازه فعالیت نمیدهد، کل زندگی آنها در معرض تهدید قرار میگیرد. حتی در روزهایی که صید خوب است، سود حاصل از فعالیت صیادی در برابر هزینههای بالای تجهیزات، سوخت و سایر هزینههای جانبی بسیار اندک است. این وابستگی کامل به درآمد حاصل از دریا، ریسک فعالیت صیادی را بسیار بالا برده و موجب شده بسیاری از صیادان حتی نتوانند برای آینده خود پسانداز کنند.
هزینههای اولیه ورود به فصل صید نیز بهشدت بالا است. برای هر صیاد، تأمین تورهای پره، طناب، ماشینآلاتی مانند تراکتور و دیگر ادوات جانبی، سرمایهای میلیاردی میطلبد. این هزینهها قبل از شروع هرگونه فعالیت صیادی پرداخت میشود و در شرایطی که هیچ تضمینی برای بازگشت سرمایه وجود ندارد، فشار مالی سنگینی بر خانواده صیادان وارد میکند. افزایش قیمت سوخت، تور و تجهیزات در سالهای اخیر نیز این فشار را دوچندان کرده است و بسیاری از صیادان تنها با امید به بازده صید، این ریسک را میپذیرند.
یکی دیگر از نکات مغفول رسانهها، کاهش انگیزه نسل جوان برای ورود به حرفه صیادی است. سختیهای جسمانی، فشار کاری شدید، سرمای زمستان، رطوبت دائم و خطرات جانی، همه عواملی هستند که کار در دریا را به یک شغل طاقتفرسا تبدیل کردهاند. اما این تنها بخش مشکلات نیست؛ نبود امنیت شغلی و حمایتهای هدفمند باعث شده نسل جوان کمتر به این حرفه روی بیاورد. میانگین سن صیادان رو به افزایش است و نگرانی اصلی این است که با کاهش ورود نیروهای جوان، تجربه و مهارت لازم برای ادامه این شغل در سالهای آینده از بین برود.
مسأله بیمه و بازنشستگی نیز یکی دیگر از چالشهای جدی صیادان است که رسانهها کمتر به عمق آن پرداختهاند. بسیاری از صیادان مجبورند در ماههایی که صید کم است یا متوقف میشود، حق بیمه خود را از جیب شخصی پرداخت کنند. این امر باعث میشود بخش بزرگی از درآمد اندک آنان صرف هزینههای بیمه و زندگی روزمره شود و فشار مالی آنها افزایش یابد. در نتیجه، برخی صیادان برای تأمین معاش خود به فعالیتهای جایگزین مانند کشاورزی یا بنایی روی میآورند و این موضوع نهتنها بر درآمدشان تأثیر میگذارد، بلکه باعث میشود توان و تمرکز لازم برای صید به حداقل برسد.
یکی دیگر از نکات کمتر دیدهشده، نابرابری در دسترسی به بازار و تأثیر آن بر درآمد صیادان است. صیادان کوچک و مستقل در بسیاری از مواقع به بازار دسترسی مستقیم ندارند و مجبورند محصول خود را به واسطهها بفروشند. این موضوع باعث میشود بخشی از سود صیادی به واسطهها و شرکتهای بزرگ منتقل شود و صیادان تنها کسری از درآمد واقعی خود را دریافت کنند. چنین شرایطی باعث شده حتی در روزهایی که صید خوب است، فشار اقتصادی صیادان کاهش نیابد و همچنان بهشدت بالا باشد.
ریسکهای غیرقابل پیشبینی نیز بخش مهم دیگری از واقعیت صیادی را شکل میدهند. تغییرات اقلیمی و ناپایداری شرایط دریا باعث شده پیشبینی میزان صید و برنامهریزی برای فصل صید بسیار دشوار شود. صیادان برای هر روز حضور در دریا باید هزینههای سنگین و خطرات طبیعی را تحمل کنند، بدون اینکه تضمینی برای بازگشت سرمایه وجود داشته باشد.
بهبود نسبی صید امسال، هرچند میتواند روزنهای از امید باشد، اما در شرایط فعلی کفایت نمیکند. برای پایداری حرفه صیادی لازم است تصمیمهای مدیریتی و حمایتی پایدار اتخاذ شود، زیرساختهای بیمه و بازنشستگی اصلاح شوند و بحرانهای محیطزیستی دریای کاسپین جدی گرفته شوند. بدون این اقدامات صیادی که نفسش به دریا بند است، با کاهش نیروهای جوان، فشار مالی مستمر و تهدید منابع طبیعی مواجه خواهد شد و آینده این حرفه دیرینه با ابهامات جدی روبهرو خواهد شد.
همچنین، موضوعات فرهنگی و اجتماعی مرتبط با صیادی نیز باید مدنظر قرار گیرند. بسیاری از جوانان تمایل دارند مشاغلی با ریسک کمتر و درآمد ثابت داشته باشند، اما صیادی همواره با مخاطرات بالای اقتصادی و محیطی همراه است. بدون ایجاد مشوقهای مالی، آموزشی و حمایتی برای جذب نسل جدید، این حرفه دیرینه در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.
در نهایت، صیادی در دریای کاسپین تنها یک شغل اقتصادی نیست، بلکه بخش مهمی از هویت فرهنگی و اجتماعی جوامع ساحلی شمال کشور به شمار میرود. اگر سیاستگذاران و مسئولان بخش شیلات و محیطزیست به این موضوع توجه نکنند نه تنها آینده معیشتی صیادان در خطر خواهد بود بلکه بخشی از میراث فرهنگی و اقتصادی این منطقه نیز تهدید خواهد شد.
نظرات بسته شده است.