غرب ابزارنظارت خود بر جریان جهانی انرژی را برای همیشه از دست داده است
سی نیوز| سرویس اقتصادی ؛ در حالی که افکار عمومی جهان خیره به تنش ها در دهانه تنگه هرمز است، در پشت درهای بسته برجهای شیشهای شهرلندن بحرانی به مراتب ویرانگرتر در حال وقوع است. فشار دریایی بر کشورمان ایران برخلاف تصور طراحان آن یک «حمله انتحاری» به زیرساخت حقوقی و اعتباری تجارت بینالملل است که ستونهای خیمه غرب، یعنی کلوپهای بیمه را هدف گرفته است.
تلهی بیمه ؛ وقتی ریسک «جهانی» میشود
قلب تپنده تجارت دریایی ۱۳ کلوپ بینالمللی پوشش بیمه (IG P&I) هستند که ۹۰ درصد کشتیرانی جهان را بیمه میکنند. اما واقعیت پنهان اینجاست؛وقتی یک منطقه به دلیل فشار بر ایران «جنگی» اعلام میشود، هزینهها فقط برای ایران بالا نمیرود؛ این یک «مالیات اجباری» بر تمام کشتیهایی است که از شرق آسیا به سمت اروپا میروند. حتی اگر کشتی حامل گوشیهای هوشمند یا قطعات خودرو باشد، باید حقبیمه «ریسک جنگی» پرداخت کند. این هزینه مستقیماً در فاکتور نهایی مصرفکننده در پاریس و نیویورک مینشیند؛ تورمی که نه از کمبود کالا بلکه از ترسِ محاسباتی ناشی میشود.
ظهور ناوگان سایه و پایان هژمونی استانداردها
یکی از جدیترین پیامدهای پنهان این فشارها خروج بخش بزرگی از تجارت انرژی از مدار نظارت غرب است. ایران با ایجاد یک ناوگان سایه و تکیه بر بیمههای حاکمیتی و محلی، عملاً انحصار چندصدساله لندن بر استانداردهای دریانوردی را در هم شکسته است. کارشناسان معتقدند این روند به معنای تولد یک اقتصاد موازی دریایی است که در آن دلار و بیمههای غربی دیگر حرف آخر را نمیزنند و این یعنی غرب ابزارنظارت خود بر جریان جهانی انرژی را در قبال یک دستاورد سیاسی کوتاهمدت، برای همیشه از دست داده است.
بمب ساعتی زیستمحیطی در سواحل
یک زاویه تاریک که در گزارشهای رسمی له آن پرداخته نمی شود ؛ بنبست حقوقی در حوادث دریایی است. تحریم بیمهای کشتیهای مرتبط با ایران، به معنای آن است که در صورت وقوع یک تصادف یا نشت نفتی، هیچ شرکت بیمه غربی مسئولیت پاکسازی را بر عهده نمیگیرد. در این سناریو هزینههای نجومی پاکسازی محیطزیست و نابودی شیلات بر عهده کشورهای ساحلی منطقه خواهد بود. در واقع فشار دریایی امنیتِ زیستبوم خلیج فارس را به گروگان گرفته است؛ بمب ساعتی که فاکتور خسارت آن ممکن است هر لحظه روی میز کشورهای منطقه قرار گیرد.
بومرنگی که به مبدأ بازگشت
دوران استفاده غرب از دریا به عنوان اهرم فشار به پایان رسیده است. هر گرهای که بر گلوی تجارت ایران زده شود، طناب را بر گردن سیستم مالی لندن و ثبات قیمتها در بازارهای جهانی سفتتر میکند. نبرد اصلی امروز نبرد موشکها نیست؛ نبرد میان ساختارهای کهنه بیمهای غرب و واقعیتهای نوظهور شرق است.
فشاری که قرار بود تهران را منزوی کند، اکنون در حال تخریبِ زیرساختی است که غرب قرنها برای حکمرانی بر جهان ساخته بود.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.