قمار ترامپ روی اسب بازنده در خلیجفارس!
سی نیوز-* تصمیم دونالد ترامپ برای ورود به فاز عملیاتی «محاصره» تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانهای از قدرت باشد، گویای یک سوءمحاسبه خطرناک در درک واقعیات میدان است. واشینگتن با این حرکت، از خط قرمزهایی عبور کرده که دههها نظم نیمبند منطقه را حفظ کرده بود. اما آنچه در محاسبات پنتاگون و سنتکام نادیده گرفته شده، این واقعیت است که تنگه هرمز نه یک نقطه روی نقشه، بلکه بخشی از حاکمیت و عمق استراتژیک ایران است؛ جایی که «مزیت مطلق نظامی» آمریکا در برابر «ایمان و تخصص جنگ نامتقارن» ایرانیان، کارایی خود را از دست میدهد.
از بازدارندگی تا تهاجم؛ واشینگتن مسئول مستقیم هرگونه انفجار در منطقه
تغییر لحن آمریکا از «تأمین امنیت کشتیرانی» به «محاصره»، عملاً به معنای اعلان جنگ علیه حقوق بینالملل و حاکمیت ملی ایران است. ترامپ باید بداند که با تبدیل شدن به یک بازیگر مداخلهگر در جریان ترافیک دریایی، مشروعیت حضور خود را به کلی از دست داده و ایران را در استفاده از تمامی ابزارهای دفاعی خود محق کرده است. این «چرخش دکترین»، واشینگتن را در موضع مهاجمی قرار میدهد که مسئولیت هرگونه انسداد، درگیری یا حادثه در این گلوگاه، مستقیماً بر عهده اوست.
تله انرژی؛ وقتی ترامپ ماشه را به سمت اقتصاد غرب میکشد
شاید ترامپ تصور میکند با فشار بر هرمز میتواند ایران را منزوی کند، اما واقعیت این است که او ماشه را به سمت قلب اقتصاد متحدان خود و حتی بازارهای داخلی آمریکا کشیده است. کوچکترین اخلال در عبور ۲۰ درصد انرژی جهان، شوکی به قیمتها وارد خواهد کرد که «تورم ترامپی» را به کابوسی برای رایدهندگان آمریکایی تبدیل میکند. جهش تصاعدی نرخ بیمه و کرایه کشتیها، تنها نوک کوه یخ بحرانی است که میتواند کل زنجیره تأمین جهانی را به زانو درآورد. ایران ثابت کرده که اگر قرار باشد امنیت انرژی برای همگان نباشد، برای هیچکس نخواهد بود.
توهم امنیت در سایه ناوشکنها؛ هرمز باتلاق تکنولوژیهای گرانقیمت
استقرار ناوشکنهایی نظیر یو.اس.اس مایکل مورفی در برابر شبکه پیچیده دفاعی ایران، بیشتر به یک نمایش تلویزیونی شباهت دارد تا یک تدبیر نظامی. ترامپ باید به خاطر داشته باشد که در جغرافیای خاص و کمعرض هرمز، ناوهای چند میلیارد دلاری آمریکا لایقترین اهداف برای قایقهای تندرو، پهپادهای نقطهزن و مینهای نسل جدید ایران هستند. عملیات مینروبی که پیش تر امریکا گفته بود در حال انجام است ؛ در زیر آتش چشمان تیزبین نیروهای مسلح ایران، نه یک اقدام فنی، بلکه یک «مأموریت غیرممکن» است که هزینههای انسانی و حیثیتی آن برای کاخ سفید غیرقابل جبران خواهد بود.
انزوای دیپلماتیک؛ خشم جهانی از قلدری دریایی آمریکا
این اقدام تنها تقابل با ایران نیست، بلکه دهنکجی به قدرتهای بزرگی چون چین و هند است که رگ حیات اقتصادیشان در این آبراه میتپد. ترامپ با این قمار، آمریکا را در برابر کل دنیا قرار داده است. متحدان واشینگتن علاقهای ندارند هزینه زیادهخواهیهای او را با رکود اقتصادی و بحران انرژی بپردازند. ایران با تکیه بر دیپلماسی فعال و قدرت میدانی، نشان خواهد داد که دوران «کدخدایی بر آبها» به سر آمده و این تهران است که کلید اصلی صلح در این گلوگاه را در دست دارد.
هشدار نهایی: هرمز، گورستان آرزوهای هژمونیک
در نهایت، آقای ترامپ باید درک کند که هرمز برای ایران «نقطه ای استراتژیک» است. ورود به این بازی، ورود به زمینی است که قواعد آن را ایران مینویسد. هرگونه تلاش برای محاصره یا اخلال در حقوق حقه ایران، با پاسخی چندلایه، پشیمانکننده و فراتر از مرزهای جغرافیایی خلیج فارس روبرو خواهد شد. واشینگتن در حال فرو رفتن در باتلاقی است که خروج از آن به سادگی ورود به آن نخواهد بود. هرمز میتواند همان جایی باشد که افسانه قدرت نظامی شکستناپذیر آمریکا برای همیشه به گل مینشیند.
نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.