فرسودگی شبکه حمل‌ونقل؛ سرمایه‌ای که آرام آرام از بین می‌رود

سی نیوز-* فرسودگی زیرساخت‌ها در ایران، دیگر یک هشدار کلیشه‌ای در گزارش‌های رسمی نیست؛ به تهدیدی خاموش و جاری در بطن اقتصاد تبدیل شده است. آثار آن را می‌توان در افزایش هزینه حمل کالا، تأخیرهای مکرر در جابه‌جایی، کاهش ایمنی سفر و از دست رفتن رقابت‌پذیری صادرات مشاهده کرد. شاید آنچه این وضعیت را از یک مشکل فنی به یک بحران ملی تبدیل می‌کند، نه صرفاً کهنگی سازه‌ها، بلکه نبود یک نظام جدی برای نگهداری، مرمت و مدیریت دارایی‌های فیزیکی است؛ نظامی که قرار بود ستون فقرات توسعه باشد و امروز جای آن در مدیرت حمل‌ونقل خالی است.

اقتصاد ایران به‌شدت به صادرات کالاهای حجیم و کم‌ارزش افزوده مانند فولاد، سیمان، مواد معدنی و محصولات کشاورزی وابسته است. این دسته از کالاها اصطلاحاً «چسبندگی حمل‌ونقل» دارند، به این معنا که سهم هزینه جابه‌جایی در قیمت نهایی آنها بسیار بالاست. در چنین شرایطی، هرگونه ضعف در زیرساخت‌های جاده‌ای، ریلی یا بندری مستقیماً به از دست رفتن مزیت صادراتی منجر می‌شود. به بیان ساده‌تر، زمانی که مسیرها ناایمن و ناهموار شوند و بنادر دچار تأخیر باشند، کالا حتی اگر تولید شود، امکان رقابت در بازار جهانی را از دست می‌دهد. از همین رو، کیفیت زیرساخت‌ها دیگر یک مطالبه رفاهی یا شهری نیست؛ موضوعی حیاتی برای امنیت اقتصادی کشور است.

در بخش جاده‌ای، کشور با شبکه‌ای روبه‌روست که بخشی از آن عمر طراحی را پشت سر گذاشته و زیر فشار تردد روزافزون کامیون‌ها و ترافیک سنگین، فرسایش را تجربه می‌کند. کامیون‌های فرسوده، بارهای بیش از ظرفیت و نبود برنامه‌های بازسازی دوره‌ای، به تسریع تخریب روسازی‌ها منجر شده است. آنچه وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند، تمایل سیاست‌گذاری به اجرای پروژه‌های جدید به جای نگهداری از شبکه موجود است. نتیجه آنکه خرابی راه‌ها افزایش یافته، مصرف سوخت بالاتر رفته و تصادفات جاده‌ای بخشی از هزینه پنهان این فرسودگی شده‌اند؛ هزینه‌ای که در نهایت از جیب مردم و تولیدکنندگان پرداخت می‌شود.

شبکه ریلی کشور نیز با واقعیتی مشابه مواجه است. در حالی که اقتصادهای موفق جهان بارهای حجیم را بر ریل حمل می‌کنند، ایران هنوز سهم پایینی از حمل بار ریلی دارد. کمبود لکوموتیو و واگن، فرسودگی بخشی از خطوط و محدودیت‌های سرعت باعث شده ظرفیت بالقوه این شبکه بالفعل نشود. اتکای شدید به بودجه دولتی، عدم جذابیت برای سرمایه‌گذاران و نبود سازوکارهای شفاف مشارکت بخش خصوصی، مانع توسعه پایدار ریل شده است. پیامد این وضعیت روشن است: بارهایی که باید روی ریل جابه‌جا شوند، راهی جاده می‌شوند؛ جاده‌ها زودتر خراب می‌شوند و هزینه حمل‌ونقل برای صادرکنندگان افزایش می‌یابد.

اما کانون اصلی نگرانی، بخش دریایی و بندری است؛ حوزه‌ای که بیشترین نقش را در تجارت خارجی ایران ایفا می‌کند. بسیاری از اسکله‌ها، موج‌شکن‌ها و تأسیسات پسکرانه بندری به نگهداری اساسی نیاز دارند. تأخیر در لایروبی، فرسایش سازه‌ها و کاهش عمق دسترسی در برخی نقاط، امکان پهلوگیری کشتی‌های بزرگ را محدود کرده است. این محدودیت، خود را در صف انتظار طولانی‌تر کشتی‌ها، افزایش هزینه دموراژ و کاهش جذابیت بنادر برای خطوط کشتیرانی بین‌المللی نشان می‌دهد. در بازار رقابتی منطقه، بندری که نتواند خدمات سریع و ایمن ارائه دهد، به‌سرعت از فهرست انتخاب‌ها کنار گذاشته می‌شود.

ناوگان دریایی کشور نیز با چالش فرسودگی روبه‌روست. کشتی‌هایی که عمر بهره‌برداری آنها افزایش یافته، به تعمیرات پرهزینه‌تری نیاز دارند و از نظر مصرف سوخت نیز مقرون‌به‌صرفه نیستند. در حالی که مقررات زیست‌محیطی جهانی سخت‌تر شده و استفاده از فناوری‌های جدید به یک الزام تبدیل شده است، ناوگان قدیمی به‌تدریج از مسیرهای اقتصادی کنار گذاشته می‌شود. برای کشوری که بخش بزرگی از تجارت آن به کالاهای حجیم و انرژی وابسته است، این روند می‌تواند به کاهش سهم بازار و افزایش هزینه‌های عملیاتی منجر شود.

از سوی دیگر، تجهیزات بندری—از جرثقیل‌ها تا سیستم‌های مدیریت اطلاعات—در بسیاری نقاط نیازمند نوسازی‌اند. امروز رقابت در بنادر، تنها با طول اسکله یا ظرفیت اسمی اندازه‌گیری نمی‌شود؛ سرعت تخلیه و بارگیری، دقت عملیات و هوشمندسازی زنجیره لجستیک تعیین‌کننده است. هر بار که تجهیزات دچار اختلال می‌شوند یا سامانه‌های اطلاعاتی یکپارچه عمل نمی‌کنند، کالاها مدت بیشتری در بندر باقی می‌مانند. افزایش زمان ماند کالا نه‌تنها هزینه صاحبان کالا را بالا می‌برد بلکه بی‌اعتمادی به سیستم را تقویت و مسیرهای جایگزین را جذاب‌تر می‌کند.

فرودگاه‌ها و بخش هوایی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. ظرفیت محدود در برخی فرودگاه‌ها، فرسودگی تجهیزات ناوبری و کمبود ناوگان باری، امکان تبدیل کشور به هاب منطقه‌ای برای جابه‌جایی بار ارزش‌افزا را کاهش داده است. این موضوع بر صادرات محصولات فناورانه و فاسدشدنی تأثیر مستقیم می‌گذارد و فرصت‌های درآمدی را محدود می‌کند.

در پس تمام این نشانه‌ها، یک واقعیت مشترک دیده می‌شود؛ زیرساخت‌ها دارایی‌های عظیمی هستند که طی دهه‌ها با سرمایه عمومی ساخته شده‌اند، اما نگهداری آنها به اندازه ساختشان جدی گرفته نشده است. از بین رفتن یک پل، تخریب یک خط ریلی یا فرسودگی یک اسکله بندری، تنها یک آسیب فنی نیست؛ به معنای نابودی سرمایه‌ای است که ممکن است در شرایط کنونی اقتصادی، امکان جایگزینی آن وجود نداشته باشد. بحران زمانی عمیق‌تر می‌شود که بدانیم بازسازی زیرساخت‌ها بسیار زمان‌بر و پرهزینه است و آثار آن بلافاصله جبران نمی‌شود.

سؤال کلیدی اینجاست؛ آیا باید همچنان بر ساخت پروژه‌های جدید تأکید کرد یا اولویت را به نگهداری و افزایش عمر دارایی‌های موجود داد؟ تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که نظام «مدیریت دارایی‌های فیزیکی» را پیاده کرده‌اند، توانسته‌اند با منابع کمتر، بهره‌وری بیشتری به دست آورند. در این نظام، وضعیت سازه‌ها به‌طور منظم پایش می‌شود، چرخه تعمیرات برنامه‌ریزی می‌گردد و منابع مالی پایدار برای نگهداری تعریف می‌شود. در مقابل، نبود چنین رویکردی در ایران، باعث شده که شکاف میان توسعه و نگهداری هر سال عمیق‌تر شود.

راه برون‌رفت از این وضعیت، معادله‌ای پیچیده اما روشن است. نخست، باید نگهداری پیشگیرانه به‌عنوان یک سیاست ملی پذیرفته شود و در بودجه‌ها جایگاه واقعی پیدا کند. دوم، مشارکت بخش خصوصی در نوسازی ناوگان و تجهیزات(به‌ویژه در بخش دریایی و بندری)نیازمند قراردادهای شفاف و قابل پیش‌بینی است. سوم، هوشمندسازی عملیات، از ریل تا بندر، می‌تواند بخشی از کمبود سرمایه‌گذاری را از طریق افزایش بهره‌وری جبران کند. و مهم‌تر از همه، تصمیم‌گیری‌ها باید از نگاه پروژه‌محور به نگاه دارایی‌محور تغییر کند؛ یعنی هر طرح جدید، تنها زمانی اجرا شود که منابع کافی برای نگهداری آن نیز تضمین شده باشد.

فرسودگی زیرساخت‌ها نه صدای بلند دارد و نه نشانه‌های فوری از خود بروز می‌دهد، اما اثرش آرام و تدریجی است؛ درست مانند موجی که بی‌صدا به ساحل می‌رسد اما در طول زمان، ساحل را می‌فرساید. اگر این تهدید خاموش جدی گرفته نشود، کشور نه‌تنها مزیت‌های ترانزیتی و صادراتی خود را از دست خواهد داد، بلکه بخش قابل‌توجهی از سرمایه نسل‌های گذشته را نیز فرسوده خواهد کرد. انتخاب میان نوسازی و بی‌تفاوتی، انتخابی درباره کیفیت آینده است؛ آینده‌ای که در آن یا زیرساخت‌ها حامل توسعه خواهند بود، یا به مانعی جدی در برابر آن تبدیل می‌شوند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.