آیا توسعه دریا‌محور می‌تواند محرک توسعه ملی باشد؟

بررسی علمی با تأکید بر اشتغال‌زایی، قدرت رقابتی و واقعیت‌های ایران

به قلم دکتر کامبیز اعتمادی

سی نیوز-* توسعه دریامحور (Blue Economy) یکی از موثرترین راهبردهای رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی، نوآوری و ارتقای جایگاه ملی و منطقه‌ای در جهان است. این مقاله با استفاده از نظریه‌های اقتصاد توسعه (رودریک، کرگمن و هیرشمن)، اقتصاد رقابت‌پذیری جهانی (پورتر) و مدل جغرافیای اقتصادی نوین، بررسی می‌کند که چگونه ظرفیت‌های دریایی ایران می‌تواند محرک توسعه ملی باشد و در عین حال، قابلیت اجرا و محدودیت‌های فعلی کشور را تحلیل می‌کند.
محاسبات مقاله نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری راهبردی در سه حوزه پیشران دریایی می‌تواند حدود ۱ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم در یک برنامه ۱۰ ساله ایجاد کند و سهم کشور در تجارت منطقه‌ای و جهانی را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد.

۱. مقدمه

دریا در قرن ۲۱ تنها یک پهنه طبیعی نیست، بلکه یک زیرساخت راهبردی برای قدرت اقتصادی، فناوری و ژئوپلیتیک کشورهاست. عمده تجارت جهانی از مسیر دریا انجام می‌شود و فناوری‌های نوین دریایی همچون هوش مصنوعی دریایی، روباتیک زیرآبی و کشتی‌های سبز، اقتصاد جهانی را متحول می‌کنند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این مقاله مطرح می‌شود:
آیا توسعه دریا‌محور می‌تواند خود محرک توسعه ملی باشد؟ و این توسعه چگونه بر اشتغال، جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران اثر می‌گذارد؟

۲. توسعه دریا‌محور چیست و چرا اهمیت دارد؟

توسعه دریامحور مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی، صنعتی، فناورانه، امنیتی و گردشگری است که حول سواحل و دریا شکل می‌گیرد.
مهم‌ترین حوزه‌ها:
• حمل‌ونقل و کشتیرانی
• بنادر و لجستیک
• صنایع کشتی‌سازی و فراساحل
• انرژی‌های دریایی (باد، خورشید، نفت و گاز)
• شیلات و آبزی‌پروری
• گردشگری ساحلی و بندری
• امنیت و دیپلماسی دریایی
ویژگی کلیدی اقتصاد دریا ارتباطات بین‌بخشی و اثر تکاثری آن است؛ سرمایه‌گذاری در این حوزه می‌تواند چندین بخش اقتصاد ملی را فعال کند.

۳. توسعه دریامحور و محرک توسعه ملی

۳–۱. موتور صنعتی‌شدن
بر اساس نظریه رشد نامتوازن هیرشمن، صنایع دریایی به عنوان گلوگاه پیشرو عمل می‌کنند.
• صنایع کشتی‌سازی و فراساحل به صنایع مادر (فولاد، پتروشیمی، الکترونیک) وابسته‌اند.
• ایجاد خوشه‌های صنعتی بندری باعث رشد صنایع مرتبط و صادرات می‌شود.
• اثر تکاثری: هر شغل در کشتی‌سازی → حدود ۳.۵ شغل در بخش‌های پشتیبان ایجاد می‌کند.

۳–۲. تولید ثروت و ارزآوری
اقتصاد آبی ایران شامل بنادر، انرژی‌های دریایی، شیلات و گردشگری است.
• سهم بالقوه اقتصاد دریا در GDP ایران می‌تواند ۳ تا ۵٪ باشد و با توسعه برنامه‌ریزی‌شده تا ۷–۸٪ افزایش یابد.
• مزیت اصلی: کاهش وابستگی به منابع نفتی و ایجاد درآمد پایدار صادراتی.

۳–۳. نوآوری و فناوری
صنایع دریایی محرک فناوری‌های نوین هستند:
• هوش مصنوعی و ناوبری دریایی
• روبات‌های زیرآبی و کشتی‌های بدون سرنشین
• انرژی‌های بادی و خورشیدی فراساحل
• بیوتکنولوژی و شیلات صنعتی
سرریز فناوری این صنایع به سایر بخش‌های ملی، نوآوری و اشتغال مهارتی ایجاد می‌کند.

۳–۴. انسجام فضایی و اتصال اقتصادی کشور
• توسعه بنادر و کریدورهای حمل‌ونقل → اتصال مناطق داخلی به بازار جهانی
• ایجاد شهرهای بندری → رشد مناطق ساحلی کم‌برخوردار
• اثر چندبعدی بر تجارت، اشتغال و سرمایه‌گذاری داخلی

۳–۵. قدرت ملی و ژئوپلیتیک
• افزایش توان کشتیرانی و بنادر → قدرت منطقه‌ای و نفوذ ژئوپلیتیکی
• توسعه صنایع دریایی → تقویت نیروی دریایی و امنیت خطوط انرژی و تجارت
• نتیجه: اقتصاد دریایی نه تنها اقتصادی، بلکه قدرت ملی تولید می‌کند.

۴. اشتغال‌زایی: محاسبات واقعی

با استفاده از مدل Input–Output و اثر تکاثری:
فرض: سرمایه‌گذاری سالانه ۵ میلیارد دلار در حوزه‌های دریایی
الف) اشتغال مستقیم
• بنادر و لجستیک: ۵۰ هزار
• کشتی‌سازی و صنایع فراساحل: ۷۰ هزار
• شیلات و آبزی‌پروری: ۴۰ هزار
• گردشگری ساحلی: ۶۰ هزار
• انرژی فراساحل: ۳۰ هزار
مجموع مستقیم: ۲۵۰ هزار نفر
ب) اشتغال غیرمستقیم (ضریب ۲.۵): ۲۵۰ × ۲.۵ = ۶۲۵ هزار نفر
ج) اشتغال القایی (ضریب ۰.۵): ۲۵۰ × ۰.۵ = ۱۲۵ هزار نفر
جمع کل: ≈ ۱ میلیون نفر (۵ ساله)
دوره ۱۰ ساله: ۱.۳–۱.۵ میلیون نفر

۵. ارتقای جایگاه منطقه‌ای و جهانی

• سهم ایران در تجارت منطقه‌ای: از ۲–۳٪ به ۱۰–۱۲٪ افزایش
• رقابت‌پذیری جهانی: ایجاد خوشه‌های صنعتی بندری → ارتقای رتبه کشور در شاخص رقابت‌پذیری جهانی
• قدرت ژئوپلیتیک: توسعه ناوگان و زیرساخت‌های بندری → افزایش نفوذ ایران در کریدورهای ترانزیتی و خطوط انرژی منطقه‌ای

۶. واقعیت‌سنجی ایران: قابلیت اجرا

۶–۱. شرایط اقتصادی
• تورم و محدودیت سرمایه، فشار تحریم‌ها
• پروژه‌های بزرگ نیازمند حداقل ۱۵–۲۰ میلیارد دلار و برنامه ۱۰ ساله
۶–۲. شرایط سیاسی و حکمرانی
• هماهنگی میان وزارتخانه‌ها و نهادهای دریایی فعلاً محدود
• نهاد یکپارچه حکمرانی دریایی لازم است
۶–۳. زیرساخت‌ها
• بنادر اصلی: شهید رجایی، امام خمینی، چابهار، انزلی
• نیاز به توسعه تجهیزات پیشرفته و اتصال ریلی و جاده‌ای
۶–۴. منابع انسانی و فناوری
• نیروی متخصص محدود است
• انتقال فناوری و همکاری با شرکت‌های خارجی ضروری
۶–۵. راهبرد عملی
تمرکز بر سه حوزه پیشران و کم‌ریسک:
1. توسعه بندر چابهار و شمالی → مرکز تجارت منطقه‌ای
2. انرژی‌های دریایی (باد و خورشید فراساحل)
3. شیلات و آبزی‌پروری صنعتی
اثر این سه حوزه: ایجاد ۲۰۰–۳۰۰ هزار شغل کوتاه‌مدت و بیش از ۱ میلیون شغل بلندمدت، افزایش صادرات و قدرت منطقه‌ای.

۷. نتیجه‌گیری

• توسعه دریا‌محور هم نیازمند توسعه ملی است و هم محرک آن
• می‌تواند اشتغال، ارزآوری، نوآوری، اتصال اقتصادی و قدرت ملی را افزایش دهد
• با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی ایران، تمرکز بر پروژه‌های پیشران و راهبردی ضروری است
• اثر واقعی و پایدار این طرح، برنامه‌ریزی ۱۰ ساله و سرمایه‌گذاری هدفمند می‌طلبد

نتیجه کلیدی:
توسعه دریامحور، یکی از نادرترین حوزه‌هایی است که می‌تواند توسعه ملی ایران را تسریع، تکمیل و پایدار کند.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.